تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
مشيتش تعلق نگرفته به اينكه سعادت را براى كسى كه از او اعراض كرده و به غير او كه همان زندگى مادى زمينى است ، اقبال نموده حتمى سازد . آرى ، زندگى زمينى آدمى را از خدا و از بهشت كه خانه كرامت او است باز مىدارد ، و اعراض از خدا و تكذيب آيات او ظلم است ، و حكم حتمى خدا جارى است به اينكه مردم ظالم را هدايت نكند ، « وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ » « 1 » . و لذا بعد از جمله * ( « وَلَوْ شِئْنا لَرَفَعْناه بِها » ) * فرمود : * ( « لكِنَّه أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَواه » ) * و بنا بر اين بيان ، تقدير كلام اين مىشود : « لكنا لم نشاء ذلك لانه اخلد الى الارض و اتبع هواه و ليكن ما چنين چيزى را نخواستيم براى اينكه او به زمين چسبيده و هواى دل خود را پيروى كرده ، و چنين كسى مورد اضلال ما است نه مورد هدايت » . هم چنان كه فرموده : « وَيُضِلُّ اللَّه الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللَّه ما يَشاءُ » « 2 » . * ( « فَمَثَلُه كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْه يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْه يَلْهَثْ » ) * يعنى او داراى چنين خويى است ، و از آن دست بر نمىدارد ، چه او را منع و زجر كنى و چه به حال خود واگذاريش . و كلمه « تحمل » از حمله كردن است نه از حمل و بدوش كشيدن . * ( « ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا » ) * پس تكذيب از آنان سجيه و هيئت نفسانى خبيثى است كه دست بردار از صاحبش نيست ، زيرا آيات ما يكى دو تا نيست ، همواره آيات ما را به حواس خود احساس مىكنند و در نتيجه تكذيب ايشان نيز مكرر و دائمى است . * ( « فَاقْصُصِ الْقَصَصَ » ) * كلمه « القصص » مصدر است ، و به معناى « اقصص قصصا داستان بگو داستان گفتنى » است و ممكن هم هست اسم مصدر و به معناى « اقصص القصة داستان كن اين قصه را » بلكه تفكر كنند و در نتيجه براى حق منقاد شده و از باطل بيرون آيند . * ( « ساءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَأَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ » ) * صفت نكوهيده آنان را مذمت نموده و اعلام مىكند به اينكه تكذيب ايشان به جايى ضرر نمىزند ، بلكه ظلمى است كه در حق خود مىكنند ، زيرا ديگران از تكذيب ايشان ضررى نمىبينند . * ( « مَنْ يَهْدِ اللَّه فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ » ) * « الف و لامى » كه در « المهتدى » و در « الخاسرون » است ظاهرا مفيد كمال است نه
هامش
( 1 ) سوره بقره آيه 39 ( 2 ) خدا ظالمين را گمراه مىكند و خدا هر چه را كه بخواهد مىكند . سوره ابراهيم آيه 27