تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
ايشان و حجتشان را از كار بيندازد و ديگر نتوانند بگويند : « ما معرفتى به اين معنا نداشتيم » و اين ميثاق ماخوذ در سراسر دنيا و ما دام كه انسانى به وجود مىآيد ادامه داشته و با جريان او جريان دارد . كلامى كه ما در اين گفتار داريم اين است كه سياق آيه مساعد با آن نيست ، براى اينكه خداى تعالى آيه شريفه را با جمله * ( « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ » ) * افتتاح كرده و از ظرف وقوع اين داستان به لفظ « اذ زمانى كه » تعبير فرموده ، و اين تعبير دلالت دارد بر اينكه اين داستان در زمانهاى گذشته و يا در يك ظرف محقق الوقوعى مانند آنها صورت گرفته است ، نظير تعبيرى كه در جمله « وَإِذْ قالَ اللَّه يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ . . . قالَ اللَّه هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ » « 1 » كرده ، و با اينكه داستان در زمان آينده رخ مىدهد بخاطر اينكه رخ دادنش حتمى است از ظرف وقوع آن به لفظ « اذ » تعبير كرده . و با در نظر گرفتن اينكه مورد خطاب در آيه رسول خدا و يا او و غير او است به شهادت اينكه مىفرمايد : * ( « أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * تا در قيامت نگوييد » ، از آقايان مىپرسيم با اينكه خطاب متوجه ما شنوندگان و مخاطبين به آيات قرآنى است و خطاب به گفته شما هم خطابى است دنيوى و مربوط به ما اهل دنيا و ظرفى هم كه به آن اتكاء شده زمان زندگى دنيايى ما و يا زندگى نوع بشر و مدت اقامت او در زمين است ، و خلاصه ظرف داستان مورد بحث آيه عين ظرف وجود نوع انسان در دنيا است با اين حال چرا از اين ظرف به لفظ « اذ » تعبير فرمود ؟ و حال آنكه هيچ مصححى براى تعبير به اين لفظ نيست ، چون همانطور كه گفته شد لفظ مزبور دلالت دارد بر اينكه داستان ، قبل از نقل آن واقع شده است ، عنايت ديگرى از قبيل تحقق وقوع و امثال آن هم در كار نيست تا مصحح آن باشد . پس اينكه فرمود : * ( « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ » ) * چنان كه دلالت دارد بر خلقت نوع انسان به نحو توليد و بيرون كشيدن فردى از فرد ديگر و به راه انداختن افراد بىشمار از افراد انگشت شمار به همين نحوى كه ما مشاهده مىكنيم و مىبينيم كه همواره نسلهاى متعاقب وجود نوع انسان را حفظ مىكند در عين حال دلالت دارد بر اينكه داستان يك نوع تقدمى بر جريان خلقت و سير مشهود آن دارد .
فراموش نشود كه گفتيم آن تقدمى كه آقايان فرض كرده و آن را تقدم زمانى گرفته و
هامش
( 1 ) و چون خدا گفت اى عيسى پسر مريم آيا تو به مردم گفته اى غير خدا ، من و مادرم را دو خدا گيريد ؟ . . . خدا گفت : اين روزى است كه راست گفتن راستگويان سودشان مىدهد . سوره مائده آيه 116
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 415 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى