تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
طى نمايد تا در اين عالم داراى معرفت به ربوبيت پروردگار شود بايد هيچ فردى از افراد انسان از اين قانون كلى مستثناء نباشد ، و حال آنكه آدم و حوا استثناء شدند . اگر بگويى اين استثناء بخاطر فضيلتى بوده كه آن دو دارا بوده‌اند ، مىگوييم در ميان ذريه آن دو افرادى به وجود آمده‌اند كه داراى فضائل بيشترى بودند ، و اگر بگويى براى اين بوده كه خلقت آن دو در آن روز خلقتى تام و كامل و در حين موجود شدن توأم با معرفت به وجود آمدند و به همين جهت محتاج نبودند به اينكه به وجود ذرى احضار شوند ، مىگوييم همه ذريات ايشان نيز در ظرف خاص به خود داراى خلقت تام و كامل بوده و هستند ، ممكن بود خداوند همه افراد را در هنگام به وجود آمدن توأم با معرفت به وجود بياورد ، چطور شد كه آن دو اينطور به وجود آمدند و ذريه شان محتاج شدند به اينكه قبل از عالم خلقت در عالم ذر موجود شده و داراى معرفت شوند ؟ . اين جهات اشكالى بود كه بر مساله عالم ذر و وجود ذرى كه آقايان آن را از روايات فهميده‌اند وارد مىشود ، و هيچ بحث علمى قادر بر حل آنها نيست و به هيچ وجه نمىتوان آيه و روايات را بر آن حمل كرد ، حتى بنا بر عادت قوم كه هميشه مدلول روايت را بر قرآن تحميل مىكنند و موافقت لفظ آيه را لازم نمىدانند ، زيرا اين عادت هر چند صحيح نيست در جايى است كه روايت بر معناى قابل قبولى دلالت بكند و ليكن الفاظ آيه با آن معنا مساعد نباشد ، و اما در معناى مورد بحث ما كه معناى محالى است ممكن نيست روايتى دلالت بر آن كند ، هم چنان كه آيه شريفه دلالتى بر آن ندارد ، همه اين حرفها در قبال نظريه دانشمندان غير حشويه و غير از برخى از محدثين است ، و اما حشويه و برخى از محدثين كه حجيت عقل ضرورى را در قبال روايت باطل نموده و بهر روايت واحدى هر چند مخالف با برهان عقل باشد تمسك مىجويند ، و با چنين روايات معارف يقينى را اثبات مىكنند ما با ايشان هيچ بحثى نداريم . اين بود اعتراضاتى كه بر مثبتين عالم ذر وارد است .
باقى ماند كلام در گفته هاى منكرين آن ، كه گفته‌اند : آيه شريفه اشاره مىكند به وضع و حالتى كه انسان در اين زندگى دنيايى دارد ، و آن عبارت از اين است كه خداى سبحان يك يك افراد انسان را از اصلاب و ارحام به سوى مرحله انفصال و جدايى از پدران بيرون آورده و در آنان معرفت به ربوبيت خود و احتياج به خود را تركيب كرده است ، گوئيا بعد از آنكه متوجه شان كرد به اينكه مستغرق در احتياجند روى به ايشان كرده و مىفرمايد : « آيا من پروردگار شما نيستم ؟ » و ايشان هم بعد از شنيدن اين خطاب به زبان حال جواب داده‌اند به اينكه « بلى ، تويى پروردگار ما و ما به اين معنا شهادت مىدهيم » . خداى تعالى اين سؤال و جواب درونى را در درون دل فرد فرد انسانها جاى داد تا حجت را بر ايشان تمام كند و عذر