تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
گفته بودند : « خداوند اولين فرد از اين نوع را گرفته و ماده نطفه اى كه منشا نسل و ذريه اين نوع است از او بيرون كشيده و آن را به عدد افرادى كه از اين نوع تا قيامت به وجود مىآيند تجزيه نموده و به عين آن لباس و قالبى كه در دنيا به تن مىكند يعنى با همان عقل ، گوش ، چشم ضمير ، پشت و شكم و غيره ملبس نموده و او را بر خود شاهد گرفته و از او ميثاق مىستاند و بعد از گرفتن ميثاق دوباره او را به صلب بر مىگرداند تا نوبت به سير طبيعيش برسد » فرضى است محال و آيه شريفه هم با آن بيگانه است . جز اينكه سر محال بودن آن را نگفتيم ، و اينك مىگوييم آن اشكالى كه فرض مزبور را محال مىسازد مستلزم بودن آن است كه انسان با شخصيت دنياييش دو بار در دنيا موجود شود ، يكى بار اول و يكى بار دوم ، و اين مستلزم اين است كه شىء واحد بواسطه تعدد شخصيت غير خودش شود « 1 » ، ريشه همه اشكالات اين فرض تنها همين است . و اما اينكه انسان و يا غير انسان در امتداد مسير بسوى خدا و رجوع به سوى او در عوالم مختلف داراى نظامها و احكام مختلف موجود شود ، محال نبوده و بلكه امرى است كه قرآن كريم آن را على رغم كفار اثبات مىكرده است ، و عليه كسانى كه مىگويند : « ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَنَحْيا وَما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ زندگى جز همين زندگانى دنيا نيست ، مىميريم و زنده مىشويم و جز طبيعت كسى ما را نمىميراند » زندگى ديگرى در قيامت اثبات كرده و فرموده كه انسان به عين وجود و شخصيتى كه در دنيا دارد در آن عالم موجود مىشود ، در حالى كه نظام و احكام آن عالم و آن زندگى غير از نظام و احكام زندگى دنيا است ، و نيز زندگى ديگرى در برزخ اثبات كرده كه انسان به عين وجود و خصوصياتش در آن عالم موجود شده و زندگى مىكند ، در حالى كه نظام و احكام آن عالم نيز غير نظام و احكام عالم دنيا است ، و در آيه « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » « 2 » اثبات كرده كه براى هر موجودى در نزد خداى تعالى وجود وسيع و غير محدودى در خزائن او است ، كه وقتى به دنيا نازل مىشود دچار محدوديت و مقدار مىگردد ، براى انسان هم كه يكى از موجودات است سابقه وجودى در نزد او و در خزائن او است كه بعد از نازل شدن به اين نشات محدود شده است .
هامش
( 1 ) اين تعدد شخصيت غير آن تعدد شخصيتى است كه چه بسا علماى فن اخلاق و علم النفس تربيتى به آن اصطلاح دارند . ( 2 ) و هيچ چيز نيست مگر آنكه خزينه هايش نزد ما است ، و ما نازلش نمىكنيم مگر به اندازه معلوم . سوره حجر آيه 21
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 416 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى