تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
اعمال آنان به طبقات زمان تقسيم شده ، و بر مرور ليالى و ايام منطبق گشته و نيز اينكه مىبينيم انسان بخاطر توجه به تمتعات مادى زمينى و لذائذ حسى از پروردگار خود محجوب شده ، همه اين احوال متفرع بر وجهه ديگر زندگى است كه گفتيم سابق بر اين زندگى و اين زندگى متاخر از آن است ، و موقعيت اين نشات در تفرعش بر آن نشات موقعيت « يكون » و « كن » در جمله « أَنْ نَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ » را دارد . و به اين بيان روشن گرديد كه اين نشات دنيوى انسان مسبوق است به نشات انسانى ديگرى كه عين اين نشات است ، جز اينكه آحاد موجود در آن ، محجوب از پروردگار خود نيستند ، و در آن نشات وحدانيت پروردگار را در ربوبيت مشاهده مىكنند ، و اين مشاهده از طريق مشاهده نفس خودشان است نه از طريق استدلال ، بلكه از اين جهت است كه از او منقطع نيستند ، و حتى يك لحظه او را غايب نمىبينند ، و لذا به وجود او و به هر حقى كه از طرف او باشد اعتراف دارند . آرى ، قذارت شرك و لوث معصيت از احكام اين نشات دنيايى است ، نه آن نشات ، آن نشات قائم به فعل خدا است ، و جز فعل خدا كس ديگر فعلى ندارد - دقت فرماييد - . خواننده محترم اگر در آيه مورد بحث يعنى آيه * ( « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ . . . » ) * به خوبى دقت بفرمايد خواهد ديد كه آيه اشاره مىكند به تفصيل حقيقتى كه آيات فوق بطور اجمال به آن اشاره داشت ، اشاره مىكند به يك نشات انسانى كه سابق بر نشات دنيايى او است ، اين نشات است كه خداوند در آن بين افراد نوع انسان تفرقه و تمايز قرار داده و هر يك از ايشان را بر نفس خود شاهد گرفته است كه * ( « ألَسْتُ بِرَبِّكُمْ ) * آيا من پروردگار شما نيستم ؟ * ( قالُوا بَلى ) * گفتند آرى » اين است معناى آيه شريفه و ديگر آن اشكالاتى كه بر كلام مثبتين عالم ذر وارد مىشد بر آن وارد نمىشود ، ايشان از آيه و روايات ، عالم ذرى فهميده بودند كه تقدم زمانى بر اين عالم دارد ، ليكن در معنايى كه ما از آيه شريفه و از ساير آيات فهميديم تقدم زمانى نيست ، نشاتى است كه به حسب زمان هيچ انفكاك و جدايى از نشات دنيوى ندارد ، بلكه با آن و محيط به آن است ، و تقدمى كه بر آن دارد مانند تقدم « كن » بر « فيكون » است ، پس آن محذورها و اشكالاتى كه در تقدم زمانى بود در اين وجه راه ندارد . و همچنين اشكالاتى هم كه بر گفتار منكرين عالم ذر در تفسير آيه مورد بحث وارد مىشد بر اين وجه وارد نمىشود ، ايشان آيه شريفه را به حالت وجود نوع انسانى در نشات دنيا تفسير كرده بودند ، و ما بر كلام ايشان اشكال كرده و گفتيم : اين توجيه مخالف با جمله * ( « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ » ) * است ، و نيز مستلزم اين است كه اشهاد را مجازا حمل بر تعريف كنيم و نيز سؤال
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 418 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى