تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
و در آيه شريفه « إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِه مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ » « 1 » و همچنين آيه « وَما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ » « 2 » و نظائر آن اثبات كرده كه اين وجود تدريجى كه براى موجودات و از آن جمله براى انسان است امرى است از ناحيه خدا كه با كلمه « كن » و بدون تدريج بلكه دفعة افاضه مىشود ، و اين وجود داراى دو وجهه است يكى آن وجه و رويى كه به طرف دنيا دارد و يكى آن وجهى كه به طرف خداى سبحان دارد ، حكم آن وجهى كه به طرف دنيا دارد اين است كه به تدريج از قوه به فعل و از عدم به وجود در آيد ، نخست بطور ناقص ظاهر گشته و سپس بطور دائم تكامل يابد ، تا آنجا كه از اين نشات رخت بر بسته و به سوى خداى خود برگردد ، و همين وجود نسبت به آن وجهى كه به خداى سبحان دارد امرى است غير تدريجى بطورى كه هر چه دارد در همان اولين مرحله ظهورش دارا است و هيچ قوه اى كه به طرف فعليت سوقش دهد در آن نيست . و اين دو وجه هر چند دو وجه براى شىء واحدى هستند ، ليكن احكامشان مختلف است ، و لذا تصور آن محتاج به داشتن قريحه اى نازك بين است ، و ما آن را در ابحاث سابق خود مقدارى شرح داده و شرح مفصل آن را به زودى از نظر خواننده مىگذرانيم - ان شاء اللَّه - . و مقتضاى آيات فوق اين است كه براى عالم انسانى با همه وسعتى كه دارد در نزد خداى سبحان وجودى جمعى باشد ، و اين وجود جمعى همان وجهه اى است كه گفتيم وجود هر چيزى به خداى سبحان داشته و خداوند آن را بر افراد افاضه نموده ، و در آن وجه هيچ فردى از افراد ديگر غايب نبوده و افراد از خدا و خداوند هم از افراد غايب نيست ، چون معقول نيست فعل از فاعل و صنع از صانع خود غايب شود ، و اين همان حقيقتى است كه خداوند از آن تعبير به ملكوت كرده و فرموده : « وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ » « 3 » و آيه شريفه « كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ » « 4 » نيز بدان اشاره دارد . و اما اين وجه دنيايى انسان كه ما آن را مشاهده كرده و مىبينيم آحاد انسان و احوال و
هامش
( 1 ) امر او چنين است كه هر چه را اراده كند بگويد باش آن چيز موجود مىشود ، پس منزه است آن كسى كه به دست او است ملكوت هر چيز . سوره يس آيه 84 ( 2 ) سوره قمر آيه 50 ( 3 ) بدينسان ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم بنموديم كه از اهل يقين شود . سوره انعام آيه 75 ( 4 ) بس كنيد كه اگر به علم يقين مىدانستيد قسم كه جهنم را مىديديد آن گاه جهنم را به ديده يقين مىنگريستيد يا ( خواهيد نگريست ) . سوره تكاثر آيه 7