تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
كرد كه خدا توبه اش را بپذيرد . ما در جلد چهارم « 1 » اين كتاب بطور مفصل بيان نموديم كه توبه لازم نيست هميشه از معصيت بوده باشد ، بلكه معناى آن بازگشت به خدا است كه ممكن است از كوچكترين شائبه دورى از خدا بوده باشد . موسى سپس اقرار نمود و چنين شهادت داد : * ( « وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ » ) * يعنى من در ميان قوم خودم اولين كسى هستم كه به عدم امكان رؤيت تو ايمان آورده‌ام . اين آن معنايى است كه از مقام و سياق آيه استفاده مىشود ، البته احتمال هم هست كه معناى جمله مورد بحث ، اولين ايمان آورنده به دين و هدايت بوده باشد و مقصود موسى ( ع ) هم اين باشد كه : من به تو ايمان آوردم قبل از آنكه ديگران به تو ايمان بياورند ، پس جا دارد در هر قصور و يا تقصيرى به تو بازگشت كنم . و ليكن اين احتمال خيلى بعيد است . * ( « قالَ يا مُوسى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِي وَبِكَلامِي فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ » ) * فرق ميان كلمه « اصطفاء » و كلمه « اختيار » اين است كه اصطفاء معناى اختيار را مىدهد به اضافه اينكه در آن تصفيه نيز نهفته ، و لذا در آيه مورد بحث با كلمه « على » متعدى شده و « ناس » را مفعول گرفته .
و مقصود از « رسالات » معارف الهى از قبيل اوامر ، نواهى ، حكم و شرايعى است كه پيغمبران ( ع ) مامور به تبليغ آنها مىشوند ، چه اينكه اين معارف به وسيله فرشته اى به ايشان وحى شود و يا اينكه پيغمبرى آن را مستقيما از خدا بشنود ، در هر دو صورت رسالت است . چيزى كه هست اطلاق رسالت بر كلام بدون واسطه خداوند به اعتبار معناى آن كلام است ، چون كلام امرى است و معنايى كه شنونده از آن مىفهمد امرى ديگر . و مقصود از « كلام » كه در آيه است آن خطابهايى است كه خداوند بدون واسطه فرشته به موسى ( ع ) نموده ، و به عبارت ديگر آن چيزى كه به وسيله آن مكنون غيب براى آن جناب كشف شده نه كلام معمولى دائر در ميان ما آدميان ، چون آن كلامى كه در ميان ما معمول است عبارت از قرار و تعهدى است كه ما در بين خود جعل كرده‌ايم ، و بنا گذاشته‌ايم كه مثلا فلان صوت معين اختصاص به فلان معنا داشته باشد ، و هر وقت آن صدا از گوينده اى سر زند ذهن شنونده فورا منتقل به آن معنا بشود ، گوينده هم متعهد شده كه هر وقت بخواهد آن
هامش
( 1 ) جلد چهارم عربى ص 245 ط بيروت . و جلد چهارم فارسى ص 385 ط انتشارات اسلامى .