پس جمله * ( « وَلكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَه فَسَوْفَ تَرانِي » ) * استدلال بر محال بودن تجلى نيست ، به شهادت اينكه براى كوه تجلى كرد ، بلكه غرض از آن نشان دادن و فهماندن اين معنا است كه موسى قدرت و استطاعت تجلى را ندارد و اگر تجلى خدا واقع شود او در جاى خود قرار نمىگيرد ، و خواسته است به وى بفهماند اگر تجلى كنم وجودت به كلى از بين مىرود ، همانطورى كه ديدى كوه از بين رفت .
جمله * ( « فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّه لِلْجَبَلِ جَعَلَه دَكًّا وَخَرَّ مُوسى صَعِقاً » ) * اين معنا را به خوبى افاده مىكند ، چون خداى تعالى وقتى كه براى كوه تجلى نمود كوه را مدكوك و متحول به صورت ذراتى از خاك گردانيد ، و هويت كوه بودنش را نيز به كلى از بين برد .
و بطورى كه از ظاهر سياق بر مىآيد بيهوشى موسى از هول و هيبت آن منظره اى بوده كه مشاهده كرده ، و ليكن اين ظاهر قابل قبول نيست ، براى اينكه موسى از مظاهر قدرت پروردگارش چيزهايى ديده بود كه مساله از هم پاشيدن كوه در مقابل آن خيلى مهم نبود ، موسى همان كسى است كه عصاى خود را مىانداخت و فورا اژدهايى دمان مىشد و هزاران هزار مارها و طنابها را مىبلعيد ، اين همان كسى است كه دريا را شكافت و در يك لحظه هزاران هزار از آل فرعون را در آن غرق كرد ، و كوه را از ريشه كند و بر بالاى سر بنى اسرائيل مانند سايه نگهداشت ، موسى صاحب چنين معجزاتى بود كه به مراتب هول انگيزتر از متلاشى شدن كوه بوده ، پس چگونه تصور مىشود در اين قضيه از ترس مرده و يا بيهوش شده باشد ، با اينكه بر حسب ظاهر مىدانسته كه در اين تجلى آسيبى به خود او نمىرسد ، و خدا مىخواهد او سالم باشد ، و تجلى به كوه را ببيند . پس معلوم مىشود كه غير از مساله متلاشى شدن كوه چيز ديگرى او را به اين حالت در آورده ، گويا در آن صحنه ، قهر الهى براى او و در مقابل درخواستش مجسم گرديده و او خود را به مشاهده آن مشرف ديده ، كه چنان اندكاك عجيبى به او دست داده و نتوانسته حتى يك چشم بر هم زدن در جاى خود و به روى پاهايش قرار بگيرد ، استغفارى هم كه بعد از به حال آمدن كرده شاهد اين معنا است .
* ( « فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ » ) * - توبه اى است كه وى بعد از به هوش آمدن كرده ، چون فهميد درخواستى كه كرده بود بىموقع بوده و خداوند او را به اشتباهش واقف ساخته ، و به عنايت الهى خود ، او را عملا تعليم داد و به او فهماند كه تقاضاى غير ممكنى كرده است .
لذا موسى ( ع ) نخست شروع كرد به تقديس خداى تعالى و منزه دانستن او از آن خيالى كه وى درباره اش نموده و سپس ، از اقدام به آن تقاضا ، توبه نمود و اظهار اميدوارى
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 312
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣١٢