كلمه « ارجه » - به كسر جيم و هاء - نيز قرائت شده ، و معلوم است كسانى كه چنين قرائت كردهاند اصل آن را « ارجئه » دانستهاند ، همزه به ياء مبدل و سپس حذف شده ، و هاء كه ضمير مفعول است به موسى بر مىگردد . و برادر موسى همان هارون بوده است .
* ( « وَجاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قالُوا إِنَّ لَنا لأَجْراً . . . » ) *
به منظور اختصار جمله « پس فرستاد و سحره را از اطراف مملكت جمع كرده و جريان را با آنان در ميان گذاشت » حذف شده ، و تنها فرموده : * ( « إِنَّ لَنا لأَجْراً » ) * و اين كلام سؤالى است كه ساحران از فرعون كردند ، و در اين سؤال تقاضاى اجرت نكرده و به منظور تاكيد ، آن را خبر ادا نموده و گفتند : براى ما اجرتى خواهد بود . و اين گونه تعبيرات يعنى افاده طلب و تقاضا به صورت خبر در كلام عرب خيلى شايع است . ممكن هم هست كه جمله مزبور جمله اى استفهامى بوده و حرف استفهام از اولش افتاده باشد ، مؤيد اين احتمال قرائت ابن عامر است كه جمله را استفهامى گرفته و آن را « أان لنا لاجرا » خوانده است .
* ( « قالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ » ) * اين جمله اجابت سؤال ساحران است ، فرعون در اين جمله علاوه بر اينكه تقاضاى آنان را اجابت كرده وعده مقرب كردن را هم به آنان داده است .
* ( « قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَإِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ » ) * ساحران اختيار اين را كه او نخست عصاى خود را بيندازد و يا ايشان سحرهاى خود را به كار برند به موسى واگذار نمودند ، چون به خيال خود آمادگى مقابله با او را داشتند ، لذا گفتند :
اختيار با تو ، اگر خواهى تو اول عصايت را بينداز ، و اگر خواهى ما طنابها و چوبدستىهاى خود را به كار بريم ، و اين خود يك نوع زرنگى است كه انسان در برابر خصم خود را قوى و آماده ، و خصم را ضعيف و خوار جلوه دهد . فرعونيان نيز با اين كلام خود به موسى ( ع ) فهماندند كه نسبت به غلبه خود اطمينان دارند ، علاوه بر اينكه رعايت ادب را هم كردند .
* ( « قالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ . . . » ) *
« سحر » در اينجا بطورى كه در تفسير آيه « وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ » « 1 » در جلد دوم اين كتاب گذشت يك نوع تصرف در حاسه انسان است ، بطورى كه حاسه بيننده چيزهايى را ببيند و يا بشنود كه حقيقت نداشته باشد .
« استرهاب » به معناى - ترساندن است ، در اين آيه خداوند سحر فرعونيان را امر عظيمى خوانده .
هامش
( 1 ) سوره بقره آيه 102