است : اگر معجزه اى آورده اى به ما نشان بده ، ولى گمان نمىكنم تو در ادعايت راست بگويى ، و بنا بر اين ، در آيه شريفه شرط تكرار نشده و هر كدام معنايى جداگانه افاده مىكند .
* ( « فَأَلْقى عَصاه فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ » ) * حرف « فاء » در اول جمله ، فاء جوابيه است ، به اين معنا كه با در آمدن آن بر سر جمله - جمله معنى جواب را به خود گرفته و تقدير چنين مىشود : « پس در جواب فرعون عصاى خود را انداخت » ، البته بايد دانست كه در هر موردى كه فاى جوابيه است در حقيقت فاء همان فاى تفريع است و جواب از خصوصيات مورد استفاده مىشود .
« ثعبان » به معناى مار بسيار بزرگ است ، و هيچ منافاتى بين اين آيه كه معجزه موسى را « ثعبان مبين » خوانده با آيه « فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَلَمْ يُعَقِّبْ » « 1 » نيست ، براى اينكه گر چه كلمه « جان » در زبان عرب به معناى مار كوچك است ، و ليكن بايد دانست كه اين كلمه در آيه اى به كار رفته كه مربوط به داستان موسى در شب طور است كه در جاى ديگر در باره آن فرموده : « فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى » « 2 » و كلمه * ( « ثُعْبانٌ مُبِينٌ » ) * در آيه اى است كه مربوط به جريان ملاقات با فرعون است .
* ( « وَنَزَعَ يَدَه فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ » ) * معناى اين جمله به قرينه آيه « وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ » « 3 » و آيه « اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ » « 4 » اين است كه موسى دست خود را از گريبان بيرون كرد .
گر چه از اخبار وارده در اين باب استفاده مىشود كه وقتى موسى به منظور اعجاز دست خود را بيرون مىكرد و نورى بمانند نور آفتاب از بين انگشتانش مىدرخشيد ، و ليكن از آيات قرآنى بيش از اين استفاده نمىشود كه موسى دست به گريبان خود اندر كرده و وقتى بيرونش مىآورد براى بينندگان سفيد و درخشنده بود ، البته اين هم هست كه اين درخشندگى و سفيدى به حدى بوده كه براى بينندگان خارق عادت بشمار مىرفته .
هامش
( 1 ) سوره نمل آيه 10
( 2 ) پس ناگهان مارى شد و به راه افتاد . سوره طه آيه 20
( 3 ) و دستت را به زير بغلت ببر كه سفيد ، بدون علت بيرون آيد ، اين خود معجزه اى ديگر است .
سوره طه آيه 22
( 4 ) دستت را به گريبانت بر ، تا سپيد بدون علت در آيد . سوره قصص آيه 32