* ( « وَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَلْقِ . . . » ) *
كلمه « أن » در « أن الق » تفسيريه است . و كلمه « تلقف » از ماده « لقف » و « لقفان » و به معناى چيزى را به سرعت گرفتن است . و « افك » به معناى گرداندن هر چيزى است از صورت اصليش ، و لذا به دروغ هم « افك » اطلاق مىشود ، در اين آيه از چند جهت ايجاز و اختصار كه خود يكى از نكات ادبى است به كار رفته ، و تقدير آن اين است كه : ما بعد از آنكه ساحران سحر خود را انداختند به موسى وحى فرستاديم كه تو نيز عصاى خود را بينداز ، وقتى انداخت آنا به صورت مار بزرگى در آمده و شروع به بلعيدن سحرهاى ساحران كرد .
جمله * ( « فَوَقَعَ الْحَقُّ » ) * در اين آيه استعاره به كنايه است ، زيرا حق را به چيزى تشبيه كرده كه قبلا پا در هوا و معلق بود ، و معلوم نبود بالأخره در زمين قرار مىگيرد يا نه ؟ لذا فرموده : حق واقع شد ، و باطل شد آن سحرى كه كرده بودند .
* ( « فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَانْقَلَبُوا صاغِرِينَ » ) * يعنى فرعون و اصحابش در آن مجمع عظيمى كه همه مردم از هر طرف هجوم آورده بودند مغلوب شدند ، و لفظ « هنالك » كه براى اشاره بدور است اشاره به همين مجمع است . و جمله * ( « وَانْقَلَبُوا صاغِرِينَ » ) * به اين معنا است كه فرعون و اصحابش بعد از آن عزتى كه در اجتماع داشتند به حالت ذلت و خوارى برگشت نمودند .
* ( « وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ رَبِّ مُوسى وَهارُونَ » ) * نفرمود : ساحران خود را به سجده انداختند ، بلكه فرمود : ساحران به سجده افتاده شدند تا كمال تاثير معجزه موسى و خيره شدن ساحران را برساند ، تو گويى فرموده است : وقتى عظمت معجزه را ديدند آن قدر دهشت كردند كه بىاختيار به سجده در آمدند ، بطورى كه نفهميدند چه كسى آنان را به حالت سجده در آورد ، لذا خود را ناگزير از ايمان به رب العالمين ديدند . و اينكه فرمود : * ( « رَبِّ مُوسى وَهارُونَ » ) * براى اين است كه دلالت كند بر اينكه ايمان به خدا توأم با ايمان به موسى و هارون است .
بعضى گفته و يا شايد بگويند : اينكه « رب العالمين » را به * ( « رَبِّ مُوسى وَهارُونَ » ) * توضيح داد براى رفع توهمى بوده كه در اينجا به ذهن مىرسد ، توضيح اينكه فرعون داشت ادعاى ربوبيت مىكرد ، و مىگفت رب العالمين منم ، و با چنين وضعى اگر فقط مىگفتند : ما ايمان آورديم به رب العالمين ، ممكن بود كسى توهم كند كه مقصودشان ايمان به فرعون است ، لذا براى رفع اين توهم مقصود خود را با جمله * ( « رَبِّ مُوسى وَهارُونَ » ) * توضيح دادند . ليكن اين وجه خيلى روشن نيست ، براى اينكه بتپرستان اصلا قائل به رب العالمين يعنى كسى كه به
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٧٥