چپ را با پاى راست قطع مىكنم ، و در ثانى شما را به دار مىآويزم ، و دار زدن ، بستن مجرم است به چوب و بلند كردن چوب و طرف آن را در زمين كوبيدن است تا همه مردم ماجراى او را ببينند و عبرت گيرند . و ما در تفسير سوره « آل عمران » در ذيل داستان مسيح ( ع ) بيان مفصلى در باره « صلب دار زدن » گذرانديم .
* ( « قالُوا إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ . . . » ) *
اين جمله پاسخى است كه ساحران به فرعون داده و با اين گفتار خود حجت او را ابطال و راه استدلال را از هر طرف بر او بستند ، زيرا حاصل معنايش اين است كه : تو ما را در برابر ايمان به پروردگارمان تهديد به عذاب مىكنى ، خيال كرده اى كه اگر با اين عذاب رشته حيات ما را پاره كنى ما را آسيب رسانده و شرى متوجه ما كرده اى ، و حال آنكه مردن در راه ايمان شر نيست ، چرا كه ما پس از كشته شدن به سوى پروردگارمان بازگشت نموده و نزد او به زندگى قرب و سعادت زنده خواهيم شد ، زيرا ما در خود جرم و گناهى جز همان ايمانمان به خدا كه تو آن را جرم پنداشته اى سراغ نداريم ، پس آينده ما جز خير نخواهد بود .
اين آن معنايى است كه از جمله * ( « قالُوا إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ » ) * استفاده مىشود ، و از آن نيز بر مىآيد كه سحره به مساله معاد هم ايمان داشتند ، و اگر در جمله * ( « وَما تَنْقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآياتِ رَبِّنا لَمَّا جاءَتْنا » ) * معجزه عصا را على الظاهر - معجزات خوانده براى اين بوده كه همين يك معجزه از چند جهت معجزه بوده ، يكى اينكه چوب اژدها شده ، دوم اينكه طنابها و چوبدستىهاى سحره را بلعيده ، سوم اينكه مجددا به حالت اولى برگشته است .
كلمه « تنقم » از « نقم » به معناى كراهت و خشم است ، گفته مىشود « نقم منه كذا » از باب « ضرب ، يضرب » و « علم ، يعلم » .
در اينجا جذبه معنوى و الهى سحره را گرفت و با كمال دليرى و بدون اينكه از تهديد فرعون انديشه اى بكنند به درگاه پروردگار خود استغاثه برده و از آن درگاه صبر و تحمل در برابر شكنجه فرعون را مسألت نموده و گفتند : * ( « رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً » ) * پروردگارا ما را در برابر عذابى كه فرعون اراده آن را كرده صبر و تحمل ده * ( « وَتَوَفَّنا مُسْلِمِينَ » ) * و اگر ما را كشت ما را مسلم بميران .
و تعبير دادن « صبر » به « افراغ » استعاره به كنايه است ، به اين معنا كه خود را به ظرف و صبر را به آب و دادن خدا را به ريختن آب در ظرف و لب ريز كردن آن تشبيه كردند ، و منظور شان اين بوده كه دلهاى ما را لب ريز و سرشار از صبر كن تا در برابر نزول هيچ عذابى جزع نكنيم .