همين حرف را از فرعون نقل مىكند - كه در خطاب به موسى گفته - بر مىآيد كه فرعون آن سخن را بعد از مطالعه كرسىنشينان و تصويب كردن آنان گفته است .
از آيه « فَتَنازَعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوى قالُوا إِنْ هذانِ لَساحِرانِ يُرِيدانِ أَنْ يُخْرِجاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِما وَيَذْهَبا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلى » « 1 » بر مىآيد كه وزراى فرعون غير از آن جلسه مشاوره يك جلسه ديگرى بعد از جمع شدن ساحران در نزد فرعون تشكيل داده و محرمانه با يكديگر مشورت كردهاند .
از آنچه گفته شد معلوم شد كه اصل اين حرف از خود فرعون بوده ، و او آن را به وزراى خود داده تا در پيرامونش مشورت كرده و روى آن رأى دهند ، وزراء هم در اطرافش مطالعه كرده و گفتند : بايد آن دو را توقيف نموده و ساحران مملكت را براى معارضه با سحر او جمع كنى ، او نيز قبول كرده و آن را به رخ موسى كشيد . بعد از آنكه ساحران مملكت در نزد فرعون گرد آمدند باز وزراء براى مشورت دور هم نشسته و به اتفاق رأى دادند كه بايد تمام قوا را در راه معارضه به مثل به كار برند .
* ( « يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ فَما ذا تَأْمُرُونَ » ) * يعنى موسى مىخواهد با همدستى بنى اسرائيل شما را بيرون كرده و خود كشور مصر را مالك شود ، و اگر فرعون از اين راه مغلطه كارى كرد براى اين بود كه در آن زمانها بسيار اتفاق مىافتاد كه قومى بر قومى ديگر هجوم مىبرد و سرزمينش را تملك مىنمود و اهلش را آواره بيابانها مىكرد .
* ( « قالُوا أَرْجِه وَأَخاه وَأَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ . . . » ) *
كلمه « ارجه » با سكون « هاء » امر از ماده « ارجاء » به معناى تاخير انداختن است ، و حرف « هاء » در آخر آن جزء كلمه نيست ، بلكه هاء سكت است كه بر آخر بعضى از كلمات در مىآيد ، معناى كلمه مزبور اين است كه در كشتن او عجله مكن كه تو را ظالم و سنگدل بخوانند ، بلكه نخست مامورينى به شهرستانها گسيل دار تا ساحران را جمع كنند .
* ( « يَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ » ) * و همه را نزدت حاضر سازند ، و تو با سحر آنان در برابر موسى معارضه به مثل كن .
هامش
( 1 ) ميان خودشان در كارشان مناقشه كردند و آهسته راز گفتند گفتند اينان دو جادوگرند كه مىخواهند به جادوى خويش از سرزمينتان بيرونتان كنند و آيين خوب شما را از بين ببرند . سوره طه آيه 62 و 63