تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
ديگر و با شخص ديگر نيست ، بلكه معنايش اين است كه خداوند حافظ و حامل آن مكان ، و آن موجود مكانى و محيط به آن است ، و آن مكان و ساير امكنه ، و آن موجودات و ساير موجودات ، همه و همه محفوظ به حفظ خداوند و محمول و محاط اويند . اين معنا عبارت اخراى علم فعلى خداوند است ، چون منظور از علم فعلى خداوند به همه موجودات نيز اين است كه هر چيزى در نزد خدا حاضر است ، و وجودش براى او غايب و محجوب نيست ، لذا امام ( ص ) نخست مىفرمايد : « پس كرسى به آسمانها و زمين و هر چه در آن دو و در زير زمين است احاطه دارد » و با اين جمله به احاطه او اشاره مىفرمايد ، و سپس اضافه مىكند كه : « وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّه يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفى » و با استشهاد به اين آيه ، به علم خداوند اشاره نموده و نتيجه مىگيرد كه پس كرسى كه همان عرش باشد مقام احاطه و تدبير و حفظ خدا و در عين حال مقام علم و حضور نيز هست ، آن گاه اين نتيجه را با آيه « وَسِعَ كُرْسِيُّه السَّماواتِ وَالأَرْضَ » تطبيق مىنمايد . و اينكه فرمود : « و هيچ موجودى كه خداى تعالى در ملكوت خودش آفريده از تحت اين چهار نور خارج نيست » گويا اشاره به همان چهار نورى است كه در صدر كلام آن جناب بود . و به زودى - ان شاء اللَّه - در ذيل احاديث معراج راجع به اين چهار نور بحث خواهيم نمود . و در جمله « و اين همان ملكوتى است كه خداوند آن را به اقتضاى خود نشان داد » در حقيقت عرش و ملكوت را يكى دانسته ، و ليكن بايد دانست كه مراد از اين ملكوت ، ملكوت اعلى است ، چون براى خداى تعالى دو ملكوت است يكى اعلى و يكى اسفل و چون عرش مقام اجمال و باطن غيب است لذا همانطورى كه از روايات بعدى هم بر مىآيد عرش به ملكوت اعلى بهتر مىخورد تا به ملكوت اسفل . و اينكه فرمود : « چطور حاملين عرش مىتوانند خدا را حمل كنند . . . » كلامى را كه در اول فرموده بود ، تاكيد و تثبيت مىكند ، و آن اين بود كه عرش همان مقام حمل وجود موجودات و تقويم آنها است ، پس حاملين عرش ، خودشان محمول خداى سبحانند ، چون قوام وجودشان به او است . امام ( ص ) از آنجايى كه اين مقام را مقام علم خداوند دانسته ، لذا از وجود حاملين عرش و همچنين از كمال وجودى آنان به قلب و نور هدايت تعبير كرده و فرموده : « و حال آنكه به حيات او دلهايشان زنده و به نور او به سوى او راه يافته‌اند » .
و نيز مرحوم صدوق در كتاب توحيد به سند خود از حنان بن سدير نقل مىكند كه گفت : از حضرت صادق ( ع ) معناى عرش و كرسى را پرسيدم ، فرمود : عرش ، صفات كثير و مختلفى دارد ، در هر جاى قرآن به هر مناسبتى كه اسم عرش برده شده ، صفات مربوط به