براى ما ، حاضر نزد خدا و محمول براى او نيز هست ، چون مالك افعال ما او است و او آن را به ما تمليك نموده است .
پس نور عظمت و قدرت الهى كه جميع اشياء به وسيله آن بوجود و به ظهور آمدهاند همان عرشى است كه به ما دون خود احاطه دارد ، و نيز همان نور عبارت است از ملك خدا نسبت به ما دون عرش ، و اين نور را هم خداى تعالى حامل است و هم كسانى كه اين نور بر ايشان ظاهر شده ، پس خداى تعالى حامل آن نور و حامل حاملين آن است .
بنا بر اين ، عرش و يا استواى بر عرش در جمله * ( « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ » ) * به معناى ملك خدا و در جمله « وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ » به معناى علم خدا است ، و اين هر دو به معناى مقامى است كه با آن مقام جميع اشياء ظاهر گشته و تدابير جارى در نظام وجود همه در آن مقام متمركز مىباشد . و به عبارت ديگر اين مقام ، هم مقام ملك است و از آن جميع تدابير صادر مىشود ، و هم مقام علم است كه با آن جميع موجودات ظاهر مىگردد .
و اينكه فرمود : « به عظمت و نورش دلهاى مؤمنين را بينا كرد » مقصودش اين است كه اين مقام ، مقامى است كه نه تنها تدبير و اداره نظام سعادت جامعه مؤمنين و آن نظامى كه قافله مؤمنين بر طبق آن نظام به سوى خداى سبحان راهپيمايى مىكند ، از آن سرچشمه مىگيرد ، بلكه نظام شقاوت دشمنان خدا و جاهلين به مقام پروردگار نيز به وسيله آن مقام تدبير مىشود ، بلكه از اين هم بالاتر بطور كلى نظام جميع موجودات عالم از آنجا است حال چه موجودات خودشان بدانند و يا از آن غافل باشند .
و اينكه فرمود : « و او حيات هر چيز و نور هر چيزى است » به منزله تعليلى است كه علت و چرايى جمله قبل را كه فرموده بود : « پس هر چيزى محمول خداى تعالى است » بيان مىكند ، و حاصل آن اين است كه : خداى تعالى كسى است كه به وسيله او هر چيزى هست مىشود ، و به وسيله او هر چيزى از چيز ديگرى متمايز مىگردد ، و راه مخصوصى كه آن موجود در مسير وجود خود دارد از راهى كه ساير موجودات دارند مشخص مىشود ، پس موجودات عالم از ناحيه خود مالك هيچ چيزى نيستند ، بلكه خداى سبحان مالك آنها و حامل وجود آنها است .
و اينكه فرمود : « او اينجا و آنجا و در بالا و پايين هست . . . » ، مقصودش اين است كه از آنجايى كه قوام هر موجودى به او است و او حافظ و حامل وجود آن است ، از اين جهت هيچ محل و مكانى از او خالى نيست ، و چنان نيست كه او در مكانى باشد و در مكانى نباشد ، و وقتى مىگوييم او اينجا هست و يا با فلان موجود هست ، معنايش اين نيست كه او در جاى
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 204
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠٤