فرموده : « وَسِعَ كُرْسِيُّه السَّماواتِ وَالأَرْضَ وَلا يَؤُدُه حِفْظُهُما وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ » « 1 » . پس كرسى خداى محيط است به همه آسمانها و زمين و به آنچه در زير زمين است ، و روى اين حساب حاملين عرش خداى تعالى ، علمايى هستند كه خداوند از علم خود به آنان داده و هيچ موجودى كه خداى تعالى در ملكوت خود آفريده از تحت اين چهار نور خارج نيست ، و اين همان ملكوتى است كه خداوند آن را به اصفياى خود نشان داده ، و در باره نشان دادن آن به ابراهيم خليل فرموده : « وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ » . چطور حاملين عرش مىتوانند خدا را حمل كنند و حال آنكه به حيات خداوندى دلهايشان زنده است و به نور خود او به سوى او راه يافتهاند . . . « 2 »
مؤلف : اينكه جاثليق پرسيد « مرا خبر ده از اينكه آيا خداى عز و جل عرش را حمل مىكند يا عرش ، خدا را . . . ؟ » ظاهرش اين است كه جاثليق حمل را به معناى بار كردن و به دوش گرفتن معمولى و جسمانى گرفته و در كلام امام ( ع ) كه فرمود : « خداى عز و جل عرش و آسمانها و زمين را حمل مىكند . . . » حمل به معناى تحليليش اخذ شده ، و آن را به قيام وجود اشياء به خداى تعالى تفسير كرده ، و پر واضح است كه با اين حال موجودات عالم ، محمول خدا خواهند بود نه حامل او .
و لذا وقتى جاثليق اين پاسخ را شنيد از معناى آيه « وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ » پرسيد ، چون ديد حمل به آن معنى جز در خداى سبحان نيست ، و كسى در عالم نيست كه چيزى را به آن معنا حمل كند . و اين با آيه فوق نمىسازد ، لذا امام ( ع ) هم آيه را تفسير كرد به حمل علم و فرمود : عرش در اين آيه به معناى علم است .
و چون به حسب ظاهر بين اين دو تفسير مناقضه و اختلاف بود ، لذا براى توضيح كلام خود فرمود : مراد از اين علم آن معنايى نيست كه از اين لفظ به ذهن عوام مىرسد ، عوام از لفظ علم همان علم حصولى را مىفهمند كه عبارت است از صور نفسانى . بلكه مراد از آن ، نور عظمت و قدرت پروردگار است كه به اذن خدا براى اين حاملين حاضر و شهود شده و همين حضور است كه آن را حمل مىناميم ، و لذا ، هم بدون هيچ منافاتى براى حاملين حمل است و هم براى خداى تعالى هم چنان كه افعال ما در عين اينكه حاضر است نزد خود ما و محمول است
هامش
( 1 ) كرسى او همه آسمانها و زمين را فرا گرفته ، و نگهدارى آسمانها و زمين او را خسته نمىكند و او بلند مرتبه و بزرگ است . سوره بقره آيه 255
( 2 ) اصول كافى ج 1 ص 129