تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
« 1 » از همين جهت مؤمنين در مقام اعتراف گفته‌اند : * ( « أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا » ) * و بدين وسيله به حقيت جميع خصوصيات و جزئياتى كه خداوند به زبان انبياى كرامش براى آنان از امر معاد بيان كرده اعتراف نموده‌اند ، و ليكن در سؤال از كفار اسمى از خصوصيات معاد و جزئيات عذابش نبرده و در باره اصل آن پرسيده‌اند : * ( « فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا ) * آيا وعده پروردگارتان را حق يافتيد ؟ » و نگفتند : « فهل وجدتم ما وعدكم ربكم حقا آيا وعده هايى را كه پروردگارتان به شما داده بود حق يافتيد ؟ » براى اينكه وعده هايى كه خداوند فقط به كفار داده همان خصوصيات عذاب قيامت است نه اصل قيامت ، چون اصل قيامت وعده اى است كه هم به كفار داده و هم به مؤمنين . به همين بيان اشكالى هم كه بعضىها به آيه كرده‌اند جواب داده مىشود ، و آن اشكال اين است كه : بنا بر آنچه كه در علم كلام به ثبوت رسيده وفاى به وعده پاداش واجب است ، نه وفاى به وعده عذاب و كيفر ، و با اين حال چرا اين آيه از كفار اعتراف مىگيرد به اينكه آنچه كه در دنيا در باره عقاب و كيفر آخرت وعده داده بود حق بوده ؟ اين وقتى صحيح است كه تحقق دادن به آن وعيدها مانند وفاى به وعده خير ، لازم باشد و حال آنكه لازم نيست ؟ « 2 » در جواب مىگوييم فرق است بين عقابهاى خصوصى و بين اصل عقاب ، آن عقابى كه علماى كلام گفته‌اند تنجيزش واجب نيست ، عقابهاى خصوصى است كه چون حق خداى تعالى است مىتواند صرفنظر كند ، بخلاف ثواب كه حق عامل به عمل صالح است و ابطالش روا نيست و اما اصل عقاب بر گناه و ابطال اساس مجازات بر نافرمانى هيچ متكلمى نمىتواند آن را تجويز كند ، زيرا مستلزم ابطال اصل تشريع اديان و اخلال به نظام عام بشرى است . برخى در توجيه فرق بين * ( « وَعَدَنا رَبُّنا » ) * و بين * ( « وَعَدَ رَبُّكُمْ » ) * گفته‌اند : منظور از وعده ، در « وعدنا » وعده هايى است كه خداوند فقط به متقين داده ، و منظور از آن در * ( « وَعَدَ رَبُّكُمْ » ) * عموم وعده ها و ثواب و عقابهايى است كه به مؤمنين و كفار داده ، و معلوم است كه همه اين وعده ها مخصوص كفار نيست تا گفته شود : « وعدكم ربكم » « 3 » .
هامش
( 1 ) و روزى كه كفار را عرضه بر آتش نموده از آنها سؤال مىشود آيا اين آتش دوزخ حق نيست ؟ مىگويند چرا به پروردگارمان سوگند . سوره احقاف آيه 34 ( 2 ) تفسير المنار ج 8 ص 425 ( 3 ) روح المعانى ج 8 ص 107 - 106