تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
اينكه گفتند : * ( « هَدانا لِهذا وَما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه » ) * اشاره است به اينكه هدايت كار خداى تعالى است ، و انسان هيچ قدرت و اختيارى در باره آن ندارد . جمله * ( « لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ » ) * اعتراف به حقيقت داشتن وعده هايى است كه خداوند به وسيله انبياى خود داده ، و اين اعتراف و همچنين ساير اعترافاتى كه در روز قيامت از طرف مصدر عظمت و كبريايى از مؤمن و كافر گرفته مىشود خود ظهورى است براى قهاريت خداى تعالى و تماميت ربوبيت او ، و اين اعتراف از ناحيه اهل بهشت شكر و از ناحيه اهل بهشت شكر و از ناحيه دوزخيان اقرار به تماميت حجت پروردگار است ، شايد به نظر ساده بعضىها اعتراف دسته اول امرى پيش پا افتاده و مبتذل آيد ، و ليكن چنين نيست ، اگر خداوند به ما توفيق دهد در ذيل اين آيات بحثى مختصر در باره آن ايراد نموده اثبات خواهيم كرد كه اين اعتراف يكى از حقايق عالى قرآن و بسيار قابل اهميت است . * ( « وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » ) * اسم اشاره « تلكم » كه مخصوص اشاره به دور است در اينجا رفعت قدر و علوشان بهشت را مىرساند نه دورى آن را ، زيرا از ظاهر سياق به طورى كه ديگران هم گفته‌اند چنين بر مىآيد كه اين ندا وقتى به آنان مىشود كه خود در بهشت منزل گرفته‌اند ، و با اين حال اشاره براى افاده دورى مسافت نخواهد بود .
در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اينكه چرا اين آيه بهشت را در مقابل اعمال صالحشان ارث آنان قرار داده ؟ و حال آنكه معناى ارث تملك مال و يا هر چيز قابل انتفاعى است از كسى كه قبلا او مالك بوده و با زوال ، ملك او به ديگرى منتقل شده ، مانند فرزند كه از پدر ارث مىبرد يعنى پدر مىميرد و مالى باقى مىگذارد و فرزند آن را ارث مىبرد ، و يا انبيا كه از دنيا مىروند و علم را براى بازماندگان و ورثه خود يعنى علما به ارث باقى مىگذارند و يا مردم مىميرند و زمين و آنچه را كه در آن است براى مالك اصليش خداى تعالى به ارث باقى مىگذارند . در همه اين موارد معناى انتقال از غير در كلمه ارث نهفته است . جواب اين سؤال اين است كه در آيه مورد بحث نيز مىتوان اين معنا را اعتبار كرد ، براى اينكه خداى تعالى بهشت را آفريد تا تمامى بندگانش با سرمايه عمل صالح آن را بدست آورند ، ولى كفار با ارتكاب شرك و معاصى ، خود را از آن محروم ساختند در نتيجه بهشت به ارث مؤمنين در آمد ، پس در حقيقت مؤمنين با عمل صالح خود آن را از ديگران ارث برده‌اند چنان كه مىفرمايد : « أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ » « 1 » و از قول اهل جنت مىفرمايد :
هامش
( 1 ) ايشانند آن وارثان كه بهشت راى به ارث مىبرند . سوره مؤمنون آيه 11
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 146 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى