تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
( ع ) وارد شدم در حالى كه طيلسان و كلاهى از خز بر تن داشتم . حضرت نگاهى به من كرد و چيزى نگفت . من عرض كردم : فدايت شوم جبه و طيلسان من از خز است در باره آن چه مىفرماييد ؟ حضرت فرمود : خز عيبى ندارد ، عرض كردم تارى كه در بافت آن به كار رفته ابريشم است . فرمود : اين نيز اشكال ندارد ، چون حسين بن على ( ع ) در حالى كه كشته شد جبه اى از خز بر تن مباركش بود . آن گاه حضرت ، داستان عبد اللَّه بن عباس و خوارج و احتجاج او را عليه آنان نقل كرد « 1 » . و نيز در همان كتاب به سند خود از احمد بن ابى عبد اللَّه از محمد بن على بطور مرفوع نقل مىكند كه وقتى سفيان ثورى در مسجد الحرام قدم مىزد ، امام صادق ( ع ) را ديد كه لباسهاى زيبا و گرانبها پوشيده بود . گفت به خدا سوگند مىروم و ملامتش مىكنم . نزديك رفت و عرض كرد : يا بن رسول اللَّه به خدا سوگند رسول خدا ( ص ) و على بن ابى طالب و هيچكس از پدرانت از اين لباسها نپوشيدند . حضرت فرمود : رسول خدا ( ص ) در روزگارى تنگ زندگى مىكرد و به مقتضاى فقر و تنگدستىاش رفتار مىنمود ، و پس از آن حضرت روزگار به وسعت گراييد ، و سزاوارترين مردم به استفاده از نعمتها ابرار و نيكانند . آن گاه آيه * ( « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّه الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِه وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ » ) * را تلاوت نموده ، فرمود : ما از هر كس ديگرى به استفاده از داده هاى پروردگار سزاوارتريم . اى ثورى ! اين لباسها را كه بر تن من مىبينى براى آميزش با مردم پوشيده‌ام . آن گاه امام دست ثورى را گرفت و به طرف خود كشيد و لباسهاى زيبا را كنار زده لباس زبرى را از زير آن نشان داد و فرمود : اين را براى خود و آنچه را مىبينى براى مردم پوشيده‌ام . آن گاه لباسهاى پشمينه و زبر ثورى را كنار زده لباس نرمى نمايان ساخت و فرمود تو اين را براى خود مىپوشى و آن پشمينه ها را براى نشان دادن به مردم « 2 » . و نيز به سند خود از ابن قداح روايت كرده كه گفت : امام صادق ( ع ) در حالى كه لباسى زيبا از جنس پارچه هاى مرو به تن داشت و به دست من تكيه كرده بود به عباد ابن كثير برخورد نمود . عباد عرض كرد : يا ابا عبد اللَّه تو از خاندان نبوتى و پدرت على امير المؤمنين بود كه هميشه كرباس مىپوشيد ، اين لباسهاى فاخر مروى چيست كه به تن
هامش
( 1 ) فروع كافى ج 6 ص 442 ( 2 ) فروع كافى ج 6 ص 442
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 115 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى