معين و اجلى محدودند . و چه بسا بخاطر اين تفريع و استخراج بتوان گفت كه جمله * ( « فِيها تَحْيَوْنَ وَفِيها تَمُوتُونَ » ) * راجع است به زندگى و مرگ افراد و امتها ، و جمله * ( « وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ » ) * « 1 » كه قبلا ذكر شده بود راجع به زندگى دنيوى نوع بشر و اينكه اين نوع از موجودات هم ، روزى بطور كلى منقرض خواهند گرديد .
* ( « يا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِي . . . » ) *
كلمه « اما » در اصل « ان ما » بوده يعنى « ان » شرطيه بوده و « ما » زايده بر سرش در آمده است ، و از اينكه در فعل شرطش « ياتينكم » نون تاكيد ثقيله در آمده استفاده مىشود كه شرط مزبور قطعى الوقوع است . و منظور از « قص » بيان و تفصيل آيات است ، چون در اين كلمه هم معناى قطع هست و هم معناى اظهار .
اين آيه مشتمل بر چهارمين خطاب عمومى است كه از داستان آدم و بهشت استخراج شده ، و اين خطاب كه آخرين خطابها است تشريع عام الهى را در خصوص پيروى از انبيا و متابعت از طريق وحى را بيان مىكند ، و اصلى كه اين خطاب از آن استخراج شده آيه اى شبيه به آيه « قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً » « 2 » است كه بيان مىكند هدايت خدا از طريق وحى و رسالت است .
بحث روايتى
در الدر المنثور از ابن منذر از عكرمه نقل كرده كه در ذيل آيه * ( « قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُوارِي سَوْآتِكُمْ » ) * گفته است اين آيه در شان قبيله « بنو حمس » از قريش و قبايل ديگرى كه هم عقيده با آنان بودند مانند انصار ، اوس ، خزرج ، خزاعه ، ثقيف ، بنى عامر بن صعصعه و بطون كنانة بن بكر نازل شده ، چون اين قبايل گوشت نمىخوردند و هميشه از پشت خانه ها داخل مىشدند ، هيچ وقت پشم و مو استعمال نمىكردند ، براى پوشاندن اطفال پوست گوسفند و يا بز را خيكى كنده و در پايين آن در محل پاهاى حيوان دو سوراخ در آورده و آن را ( نظير شلوار پلاستيكى امروز ) به تن اطفال خود مىكردند و همواره برهنه طواف مىكردند . تنها قريش بود كه
هامش
( 1 ) سوره اعراف آيه 24
( 2 ) خدا گفت فرود آييد از بهشت همگى در حالى كه بعضى از شما با بعض ديگر دشمنيد پس اگر به سوى شما هدايتى از ناحيه من آمد ( و قطعا خواهد آمد ) . . . سوره طه آيه 123