تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
مىگذارد به اينكه آيات خود را برايشان بيان فرموده است .
* ( « قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ . . . » ) * سابقا پيرامون مفردات اين آيه به طور كامل بحث شد ، و گفتيم كه مراد از « فواحش » گناهانى است كه حد اعلاى شناعت و زشتى را داشته باشد ، مانند زنا ، لواط و امثال آن . و منظور از « اثم » گناهانى است كه باعث انحطاط ، ذلت و سقوط در زندگى گردد ، مانند مىگسارى كه آبروى آدمى و مال و عرض و جانش را تباه مىسازد . و نيز گفتيم كه منظور از « بغى » تعدى و طلب كردن چيزى است كه حق طلب كردن آن را نداشته باشد ، مانند انواع ظلمها و تعديات بر مردم و استيلاى غير مشروع بر آنان . توصيف « بغى » به وصف « غير حق » از قبيل توصيف به لازمه معنا است ، نه تقسيم بغى به حق و غير حق ، هم چنان كه تقييد شرك در * ( « وَأَنْ تُشْرِكُوا » ) * به قيد * ( « ما لَمْ يُنَزِّلْ بِه سُلْطاناً » ) * از اين باب است ، نه تقسيم شرك به شرك با دليل و بدون دليل . گويا شنونده پس از شنيدن خطاب اباحه زينت و طيبات رزق علاقه مند مىشود به اينكه بفهمد غير طيبات چه چيزهايى است ، لذا در اين آيه چيزهايى را كه غير طيب است به طور فهرست و خلاصه و به بيانى كه شامل تمام انواع گناهان باشد بيان كرده است ، چون محرمات دينى از دو حال خارج نيستند : يا محرمات مربوط به افعالند و يا مربوط به اقوال و عقايد . كلمات : « فواحش » ، « اثم » و « بغى » مربوط به قسم اول و جملات : * ( « وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّه » ) * و * ( « أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّه » ) * قسم دوم را خلاصه مىكند ، قسم اول هم دو نوع است : يكى آنهايى كه مربوط به حق الناس است كه كلمه « بغى » جامع آنها است ، و ديگرى گناهانى است كه مربوط به حق الناس نيست ، اين نيز دو گونه است : يكى آنهايى كه زشت و شنيعند و كلمه « فاحشه » اشاره به آنها است . و ديگرى گناهانى است كه تنها داراى مفسده و ضرر براى گنهكار است و كلمه « اثم » عنوان اين گونه گناهان است . قسم دوم نيز يا شرك به خدا است و يا افتراء بر او . * ( « وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ . . . » ) * اين آيه حقيقتى را بيان مىكند كه از جمله * ( « قالَ فِيها تَحْيَوْنَ وَفِيها تَمُوتُونَ وَمِنْها تُخْرَجُونَ » ) * « 1 » كه در ذيل داستان آدم و بهشت بود ، استخراج شده است ، نظير احكام ديگرى كه از آن استخراج شده بود ، و مفادش اين است كه : امم و جوامع بشرى هم مانند افراد داراى عمرى
هامش
( 1 ) سوره اعراف آيه 25