تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
است « 1 » .
در كتاب بصائر الدرجات از احمد بن محمد از حسين بن سعيد از محمد بن منصور روايت شده كه گفت : از امام ( ع ) معناى آيه * ( « وَإِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَاللَّه أَمَرَنا بِها . . . » ) * را پرسيدم فرمود : آيا كسى را سراغ دارى كه خيال كند خداوند انسان را امر به زنا و نوشيدن شراب و ساير محرمات كرده باشد ؟ عرض كردم : نه . فرمود پس فكر مىكنى . اين فاحشه اى كه مردم جاهليت مىگفتند : خدا ما را به آن امر كرده چيست ؟ عرض كردم خدا و رسول بهتر مىدانند . فرمود : اين آيه راجع به زمامداران و زعماى جور است كه مردم ادعا مىكنند خدا ايشان را امر به اقتداء به آنان نموده با اينكه خداوند چنين دستورى نداده است ، و خداوند در اين آيه ادعاى آنان را رد نموده ، به ما خبر مىدهد كه آنان دروغ مىگفته‌اند ، و اين دروغشان را « فاحشه » ناميده است « 2 » مؤلف : اين روايت در كافى نيز از عده اى از روات شيعه از احمد بن محمد از حسين بن سعيد از ابى وهب از محمد بن منصور نقل شده « 3 » . و به اين مضمون در تفسير عياشى از محمد بن منصور از عبد صالح ( ع ) روايت شده « 4 » . پس معلوم مىشود از سند بصائر الدرجات ابو وهب افتاده ، و حسين بن سعيد از او و او از محمد بن منصور روايت كرده ، و نيز معلوم مىشود محمد بن منصور اين سؤال را از عبد صالح موسى بن جعفر ( ع ) كرده است . به هر حال مضمون اين روايت منطبق با ايام نزول آيه نيست ، و همچنين استدلالى هم كه در آن است منطبق با مورد آيه نيست ، زيرا اهل جاهليت احكام زيادى در باره فحشاء و منكرات داشته و آن را به خداى سبحان نسبت مىدادند ، از آن جمله يكى كه جاى ترديد نيست طواف بدون ستر عورت است . پس نمىتوان گفت كه اين روايت شان نزول آيه را بيان مىكند ، و ليكن اين هم هست كه بعد از رحلت رسول خدا ( ص ) هيچ عمل زشت و شنيعى كه مردم آن را جايز دانسته و به خداوند نسبتش دهند جز مساله امامت غاصبانه ائمه جور عمل ديگرى نيست كه مصداق اين آيه بوده باشد ، و مساله مزبور با آيه شريفه كاملا منطبق است ، زيرا بعد از رحلت رسول خدا ( ص ) قرنها بر مسلمين گذشت كه
هامش
( 1 ) تفسير قمى ج 1 ص 226 ( 2 ) بصائر الدرجات ص 34 ج 4 ( 3 ) اصول كافى ج 1 ص 373 ( 4 ) تفسير عياشى ج 2 ص 19 ح 15