* ( « وَهذا كِتابٌ أَنْزَلْناه مُبارَكٌ . . . » ) *
يعنى و اين كتاب كتابى است مبارك كه در خصايص مذكور در سابق با كتاب موسى ( ع ) اشتراك دارد پس آن را نيز بايد پيروى كنيد .
* ( « أَنْ تَقُولُوا إِنَّما أُنْزِلَ الْكِتابُ عَلى طائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنا . . . » ) *
معناى * ( « أَنْ تَقُولُوا » ) * « كراهة ان تقولوا - تا نگوييد » است ، و اين نحو تعبير در كلام عرب بسيار است ، و جمله مذكور متعلق است به كلمه « انزلناه » كه در آيه قبل بود .
و مقصود از « دو طايفه قبل از ما » يهود و نصارا است كه انجيل و تورات برايشان نازل شد ، زيرا كتب ديگرى كه به انبيا قبل از موسى و عيسى ( ع ) نازل شد مانند كتاب نوح و كتاب ابراهيم ( ع ) مانند اين دو كتاب مشتمل بر جزئيات و تفصيل شرايع نبوده ، و تنها متعرض اصول و كليات شرايع بوده است ، و اما كتب ديگرى كه به ساير انبيا نسبت داده شده از قبيل زبور داوود و امثال آن اصلا متعرض شرايع نبوده ، معاصرين رسول خدا ( ص ) از آن اطلاعى نداشتهاند .
به هر حال معناى آيه مورد بحث اين است كه : ما قرآن را نازل كرديم تا نگويند كتاب آسمانى كه متعرض جزئيات شرايع الهى باشد همان دو كتاب انجيل و تورات بود كه به دو طايفه قبل از ما يعنى يهود و نصارا نازل شد ، و ما از تلاوت و آموختن آن غفلت ورزيديم و با غفلت هم حرجى بر ما نيست .
* ( « أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْكِتابُ لَكُنَّا أَهْدى مِنْهُمْ . . . » ) *
يعنى : و تا نگوييد اگر به ما هم كتابى نازل مىشد ما از ايشان ( يهود و نصارا ) بهتر و زودتر هدايت مىيافتيم .
* ( « فَقَدْ جاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ » ) * اين جمله تفريع بر جمله « ان تقولوا » و جمله « او تقولوا » هر دو است ، و اگر در آن ، كتاب را بينه خوانده براى اين است كه دلالت كند بر اينكه حجيت كتاب و دلالتش روشن و واضح است ، و ديگر براى كسى عذرى و بهانه اى باقى نمانده . و كلمه « يصدفون » از ماده « صدف » است كه معناى اعراض را مىدهد ، و معناى بقيه آيه روشن است .
بحث روايتى
در تفسير عياشى از ابى بصير نقل شده كه گفت : من در خدمت امام ابى جعفر