تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
عبارت است از اينكه قلب به نحو مخصوصى انبساط پيدا كرده و در نتيجه بدون هيچ گرفتگى قول حق را پذيرفته به عمل صالح بگرايد ، و از تسليم بودن در برابر امر خدا و اطاعت از حكم او إبا و امتناع نداشته باشد . و آيه شريفه « أفَمَنْ شَرَحَ اللَّه صَدْرَه لِلإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّه . . . ذلِكَ هُدَى اللَّه يَهْدِي بِه مَنْ يَشاءُ » « 1 » به همين معنا اشاره نموده و اين حالت را نور خوانده است ، چون قلب با داشتن اين حالت نسبت به اينكه چه چيزهايى را بايد در خود جاى دهد ، و چه چيزهايى را قبول نكند روشن و بينا است . خداى تعالى براى اين قسم هدايت رسم ديگرى را هم ترسيم كرده ، آنجا كه هدايت انبيا ( ع ) و اختصاصات ايشان را ذكر كرده دنبالش مىفرمايد : « وَاجْتَبَيْناهُمْ وَهَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ذلِكَ هُدَى اللَّه يَهْدِي بِه مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِه » « 2 » و اين آيه هم چنان كه در تفسيرش بيان داشتيم دلالت دارد بر اينكه يكى از خواص هدايت الهى افتادن به راه مستقيم و طريقى است كه انحراف و اختلاف در آن نيست ، و آن همانا دين او است كه نه معارف اصولى و شرايع فروعيش با هم اختلاف دارد ، و نه حاملين آن دين و راهروان در آن راه با يكديگر مناقضت و مخالفت دارند ، براى اينكه منظور از تمامى معارف و شرايع دين الهى يك چيز است و آن توحيد خالص است كه خود حقيقت واحدى است ثابت و تغيير ناپذير . و نيز خود آن معارف هم همه مطابق با فطرت الهى است كه نه خود آن فطرت عوض شدنى است و نه احكام و مقتضياتش قابل تغيير است ، به همين جهت حاملين دين خدا يعنى انبيا ( ع ) نيز با يكديگر اختلاف ندارند ، همه به يك چيز دعوت نموده خاتم آنان همان را مىگويد كه آدم آنان گفته بود ، تنها اختلاف آنان از جهات اجمال دعوت و تفصيل آن است .
بحث روايتى
در كافى به سند خود از زيد روايت كرده كه گفت : از حضرت ابى جعفر ( ع ) شنيدم كه در تفسير آيه * ( « أوَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناه وَجَعَلْنا لَه نُوراً يَمْشِي بِه فِي النَّاسِ » ) *
هامش
( 1 ) مگر آن كسى كه خداوند سينه اش را براى پذيرفتن اسلام گشوده و قرين نورى از پروردگار خويش است ( مانند ديگران است ؟ ) . . . اين هدايت خدا است كه با آن هر كه را بخواهد هدايت مىكند . سوره زمر آيه 23 ( 2 ) سوره انعام آيه 88