مىفرمود : « ميت » آن كسى است كه هيچ چيز نمىداند ، و مقصود از * ( « نُوراً يَمْشِي بِه فِي النَّاسِ » ) * امامى است كه به او اقتدا كند ، و مقصود از * ( « كَمَنْ مَثَلُه فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها » ) * آن كسى است كه امام خود را نشناسد « 1 » .
مؤلف : اين تفسير از باب تطبيق كلى بر مصداق است نه اينكه معناى نور ، امام باشد چون قبلا هم گفتيم كه مقصود از نور ، هدايت به سوى قول حق و عمل صالح است و سياق آيه جز اين را نمىرساند . سيوطى در الدر المنثور از زيد بن اسلم نقل كرده كه آيه مزبور در باره عمار بن ياسر نازل شده « 2 » . و روايت ديگرى از ابن عباس و زيد بن اسلم نقل كرده كه گفتهاند : آيه در شان عمر بن خطاب و ابى جهل بن هشام نازل شده « 3 » . و حال آنكه سياق آيه سياقى نيست كه بتوان گفت در مورد خاصى نازل شده است .
و نيز در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه ، ابن ابى الدنيا ، ابن جرير ، ابو الشيخ ، ابن مردويه ، حاكم و بيهقى در كتاب شعب از چند طريق از ابن مسعود نقل كردهاند كه گفت وقتى آيه * ( « فَمَنْ يُرِدِ اللَّه أَنْ يَهْدِيَه يَشْرَحْ صَدْرَه لِلإِسْلامِ » ) * نازل شد رسول خدا فرمود : وقتى خداوند نور را در دل كسى بتاباند آن دل فراخ و پر ظرفيت مىشود . عرض كردند آيا براى چنين دلى علامتى هست ؟ فرمود : علامتش اقبال و رو آوردن به سراى جاويد و اعراض و پرهيز از دار غرور و آمادگى براى مرگ قبل از رسيدن آن است « 4 » .
مؤلف : سيوطى اين روايت را از عده اى از مفسرين نيز نقل كرده ، و ايشان آن را از جمعى از تابعين از قبيل ابى جعفر مدائنى و فضل و حسن و عبد اللَّه بن سور از رسول خدا ( ص ) روايت كردهاند « 5 » .
و در كتاب عيون به سند خود از حمدان بن سليمان نيشابورى نقل كرده كه گفت : من از حضرت رضا ( ص ) معناى آيه * ( « فَمَنْ يُرِدِ اللَّه أَنْ يَهْدِيَه يَشْرَحْ صَدْرَه لِلإِسْلامِ » ) * را پرسيدم ، حضرت فرمود : معنايش اين است كه : خداوند هر كس را كه بخواهد در دنيا به سوى ايمان و در آخرت به سوى بهشت و دار كرامت خود هدايت كند او را براى تسليم بودن در برابر اوامر خود و وثوق و اطمينان داشتن نسبت به ثواب و پاداشش شرح صدر مىدهد ، و هر كافر و گنهكارى را كه بخواهد از بهشت و دار كرامت خود گمراه سازد در اثر كفر و نافرمانى سينه اش
هامش
( 1 ) كافى ج 1 ص 185 ح 13
( 2 و 3 ) الدر المنثور ج 3 ص 43
( 4 و 5 ) الدر المنثور ج 3 ص 45