تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
از آنكه مقيد به قيد * ( « عِنْدَ رَبِّهِمْ » ) * شده است . آرى ، اولياى خدا در همين دنيا هم وعده بهشت و دار السلام را كه خداوند به آنان داده احساس مىكنند ، يعنى دنيا هم براى آنان دار السلام است ، براى اينكه اين گونه افراد كسى را جز خداوند مالك نمىدانند ، و در نتيجه مالك چيزى نيستند تا بترسند روزى از دستشان برود و يا از فقدان و از دست دادنش اندوهگين شوند ، هم چنان كه خداى تعالى در حقشان فرموده : « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّه لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ » « 1 » و در فكر هيچ چيزى جز پروردگار خود نيستند ، و زندگىشان همه در خلوت با او مىگذرد ، به همين جهت ايشان در همين دنيا هم كه هستند در دار السلاماند ، و خداوند ولى ايشان است و آنان را در مسير زندگى به نور هدايت سير مىدهد ، همان نورى كه از دلهايشان تابيده چشم عبرت بينشان را روشن ساخته است . بعضى از مفسرين گفته‌اند مراد از « سلام » خداى تعالى و مقصود از « دار السلام » بهشت او است . و ليكن اين تفسير با سياق آيه سازگار نيست . و مرجع ضميرهاى جمعى كه در آيه است - بطورى كه گفته مىشود - كلمه قوم در * ( « لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ » ) * است ، چون اين كلمه از كلمات ديگرى كه ممكن است مرجع باشد به ضماير مزبور نزديكتر است . ليكن دقت در آيه رجوع ضماير را به هدايت يافتگان مذكور در آيه قبل تاييد مىكند ، چون آيات مورد بحث در مقام بيان احسانى است كه خدا به هدايت يافتگان مىكند ، پس ناگزير بايد ضمايرى كه در وعده مزبور است نيز به آنان برگردد ، و اگر در ميان آيات ذكرى از قوم نامبرده به ميان آمده تبعى بوده نه بالاصاله .

گفتارى در معناى هدايت الهى

هدايت به معنايى كه از آن مىفهميم در هر حال از عناوينى است كه افعال به آن متصف مىشود ، مثلا وقتى گفته مىشود « من فلانى را به فلان كار هدايت كردم » مقصود بيان چگونگى رسيدن فلان شخص به فلان مقصود است ، حال چه اينكه فلان راه رسيدن به مقصود را به او نشان داده باشى و چه اينكه دست او را گرفته و تا مقصد همراهيش كرده باشى . كه در صورت اول هدايت به معناى ارائه و نشان دادن طريق است و در صورت دوم به معناى ايصال به مطلوب . خلاصه ، آنچه كه در خارج از شخص هدايت كننده مشاهده مىشود افعالى از قبيل
هامش
( 1 ) بدانيد كه دوستان خدا هيچ ترسى برايشان نيست و نه ايشان اندوهناك مىشوند .