« فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ » « 1 » .
و بنا بر وجه دوم ، معنايش اين مىشود كه : اگر مشركين مكه به كتاب و حكم و نبوت كه آن نيز مشتمل بر طريقت الهى است ، كفر بورزند كسانى را بر آن گمارديم كه كافر به آن نيستند .
و اما اينكه ايشان چه كسانيند كه از آنان به لفظ « قوما » كه لفظى است نكره و مفيد عظمت تعبير فرموده اقوال مفسرين در آن مختلف است .
بعضى گفتهاند : مراد از اين قوم انبيايى هستند كه در آيات قبل اسمشان برده شده ، و ايشان هيجده نفرند ، و يا مطلق انبيايى هستند كه در آيه * ( « وَمِنْ آبائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوانِهِمْ » ) * از ايشان به اسم يا صفت نامبرده شده .
اشكال اين قول اين است كه خلاف ظاهر جمله * ( « لَيْسُوا بِها بِكافِرِينَ » ) * است ، چون ظاهر سياق اين جمله نفى حال و يا استمرار در نفى است ، و بالأخره كفر موجودين در حال خطاب را نفى مىكند . و انبيا ( ع ) در زمان نزول اين آيه موجود نبودند ، و اگر مقصود از آيه نفى كفر ايشان بود جا داشت بفرمايد : « لم يكونوا بها بكافرين - ايشان به آن كافر نبودند » و پيغمبر اكرم به حسب اين عنايت در شماره آنان قرار نگرفته اگر چه جزء آنان و افضل آنان بود ، زيرا خداى تعالى از آن حضرت بعد از اين آيه ياد مىكند ، آنجا كه مىفرمايد :
* ( « أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّه فَبِهُداهُمُ اقْتَدِه » ) * .
بعضى ديگر گفتهاند : مراد از اين قوم ملائكه هستند . به اين وجه نيز اشكال شده به اينكه لفظ « قوم » را - مخصوصا اگر بدون قيد در كلام بيايد - نمىتوان حمل بر ملائكه كرد ، زيرا در ادبيات عرب سابقه ندارد كه قوم بر ملائكه اطلاق شده باشد . علاوه بر اين ، سياق آيه شريفه ، سياق تسليت خاطر پيغمبر اكرم ( ص ) است ، و معنى ندارد كه خداى تعالى پيغمبر اكرم را چنين تسليت بگويد كه : غم مخور اگر قوم تو ايمان نياورند ما ملائكه را وادار مىكنيم كه به تو ايمان بياورند .
بعضى ديگر گفتهاند : مراد از قوم همان كسانىاند كه در ايام نزول اين سوره در مكه به پيغمبر اكرم ايمان آوردند و يا بعد از هجرت وى مهاجرت نموده و در مدينه به وى گرويدند ، اشكال اين وجه اين است كه همه اين نامبردگان به ايمان خود باقى نماندند ، بلكه عده اى از
هامش
( 1 ) پس هر كه پيروى كند هدايت مرا ترسى برايشان نيست و اندوهناك هم نمىشوند . سوره بقره آيه 38