« وَما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه كِتاباً مُؤَجَّلًا » « 1 » و همچنين آيات كريمه ديگرى كه مشابه آن دو است به اين احتمالى كه داديم اشاره دارد .
و يكى ديگر كتبى كه قلم خوردن و محو و اثبات در آن راه دارد ، هم چنان كه آيه « يَمْحُوا اللَّه ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَه أُمُّ الْكِتابِ » « 2 » به وجود چنان كتبى دلالت دارد .
اين فهرست معانيى بود كه از آيات قرآنى راجع به كتاب استفاده مىشود ، و اما بحث از هر كدام از اقسام نامبرده كتاب ، موكول است به محلى كه مناسب آن معنا پيش آيد و از خداى يگانه يارى مىخواهيم .
گفتارى در معناى حكم از نظر قرآن
ماده « حكم » بر حسب آنچه كه از موارد استعمال آن به دست مىآيد در اصل به معناى منع است ، و به همين مناسبت احكام مولوى را حكم ناميدهاند ، چون مولاى آمر با امر خود مامور را مقيد ساخته و او را از آزادى در اراده و عمل تا اندازه اى منع نموده و هوا و خواهش نفسانى او را محدود مىسازد . و همچنين حكم به معناى قضا ، كه آن نيز دو طرف دعوا را از مشاجره و يا تعدى و جور باز مىدارد . و حكم به معنى تصديق كه قضيه را از اينكه مورد ترديد شود منع مىنمايد ، و احكام و استحكام ، كه معناى منع در آن دو نيز خوابيده چون هر چيزى وقتى محكم و مستحكم مىشود كه از ورود منافى و فساد در بين اجزايش جلوگير بوده باشد و نگذارد اجنبى در بين اجزايش تسلط پيدا كند . و در آيه « كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُه ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ » « 3 » به اعتبارى احكام در مقابل تفصيل استعمال شده و معناى اصليش را از دست نداده ، براى اينكه اين احكام نيز از فصل كه همان بطلان التيام و تركيب اجزاى هر چيزى است ، جلوگيرى به عمل مىآورد ، و به همين معنى است محكم در مقابل متشابه .
راغب در مفردات خود مىگويد : لفظ « حكم » در اصل به معناى منع به منظور اصلاح است ، و به همين جهت لگام حيوان را « حكمة الدابة » - به فتح حاء و كاف - ناميده و
هامش
( 1 ) هيچ كس جز به اذن خدا نخواهد مرد ثبتى است مدت دار . سوره آل عمران آيه 145
( 2 ) سوره رعد آيه 39
( 3 ) اين كتابى است كه از ناحيه فرزانه اى كاردان استوار شده آن گاه توضيح داده شده است . سوره هود آيه 1