اغراض وضع نمودهاند ، اهل هر زبانى به خود اجازه دادهاند كه پا را از چار ديوارى معناى اولى هر لغت فراتر گذاشته و لغت را در اشباه و نظاير آن معنا نيز استعمال كنند . به همين اعتبار نيز « كتاب » را كه معناى متبادريش نوشته قلمى است توسعه داده و آن را به هر چيزى كه معانى را ضبط نمايد ، اطلاق كردهاند ، تا آنجا كه كتاب محفوظ در ذهن را هم با اينكه صفحه و لوحى نداشته و با قلمى نوشته نشده است كتاب گفتهاند .
اين توسع ، در كلام خداى تعالى هم جريان يافته ، و در قرآن كريم به وحى انبياء و مخصوصا آن وحيى كه متضمن شريعت است اطلاق كتاب شده ، و همچنين در آن حقيقت آسمانى كه حوادث و وقايع جارى را ضبط مىكند استعمال شده است ، از آن جمله فرموده :
« كِتابٌ أَنْزَلْناه إِلَيْكَ مُبارَكٌ » « 1 » و نيز فرموده : « ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الأَرْضِ وَلا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها » « 2 » و نيز فرموده : « وَكُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناه طائِرَه فِي عُنُقِه وَنُخْرِجُ لَه يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاه مَنْشُوراً ، اقْرَأْ كِتابَكَ » « 3 » .
اين سه آيه نمونه اى از سه قسم اطلاقى است كه قرآن كريم در لفظ كتاب كرده ، و به استثناى چند آيه كه اينك در اينجا ذكر مىكنيم و ظاهر در نوشته به قلم است ، در هيچ جاى قرآن كتاب بر معناى ديگرى غير از آن سه معنا اطلاق نشده است . آن چند آيه عبارتند از : « وَكَتَبْنا لَه فِي الأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ » « 4 » ، « وَأَلْقَى الأَلْواحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيه » « 5 » و آيه « وَلَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الأَلْواحَ وَفِي نُسْخَتِها هُدىً وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ » « 6 » .
قسم اول كتابهايى است كه مشتمل بر شرايع دين بوده و بر انبيا ( ع ) نازل مىشده - چنان كه در سطور قبل گذشت - مانند كتابى كه بر نوح ( ع ) نازل شده و آيه
هامش
( 1 ) كتابيست مبارك ( اين كتابى ) كه به سوى تواش نازل كرديم . سوره ص آيه 29
( 2 ) هر رنج و مصيبتى كه در زمين يا از خويش به شما برسد همه در كتاب پيش از آنكه در دنيا ايجاد كنيم ثبت است . سوره حديد آيه 22
( 3 ) و سرنوشت هر انسانى راى به گردنش آويختهايم و روز قيامت بيرون مىآوريم برايش كتابى كه آن را باز شده بيند ، بخوان كتابت را . . . سوره اسراء آيه 14
( 4 ) و براى وى در آن لوحها از هر گونه اندرز و شرح همه چيز نوشته بوديم . سوره اعراف آيه 145
( 5 ) لوحها راى انداخته و سر برادر خود راى گرفته به سوى خود مىكشيد . سوره اعراف آيه 150
( 6 ) همين كه خشم موسى فرونشست لوحها راى برگرفت كه مكتوب آن براى كسانى كه از پروردگار خويش مىترسند هدايت و رحمتى بود . سوره اعراف آيه 154