فرمود : مراد از ظلم شك است . « 1 »
مؤلف : اين روايت را عياشى هم در تفسير خود از ابى بصير از آن حضرت روايت كرده . « 2 » در تفسير عياشى از ابى بصير از آن جناب چنين نقل كرده كه گفت : از آن جناب از معناى آيه * ( « الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ » ) * پرسش نمودم ، فرمود : اى ابا بصير ! پناه مىبريم به خدا از اينكه از كسانى باشيم كه ايمان خود را به ظلمى تباه ساختند ، آن گاه فرمود اينها همان خوارج و اصحاب ايشانند . « 3 »
و نيز در تفسير عياشى از يعقوب بن شعيب از امام ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت شده كه در ذيل آيه * ( « وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ » ) * فرمود : مراد از ظلم ضلالت و ما فوق آن است . « 4 »
مؤلف : گويا مراد امام ( ع ) از « ضلالت » شركى است كه در حقيقت ريشه همه ظلمها است و مراد از « ما فوق ضلالت » گناهان و ظلمهايى است كه سربار ضلالت باشد .
ممكن است مراد از ضلالت ، گناهانى باشد كه خفيفترين درجات ظلم را دارا باشد ، و مراد از ما فوق ضلالت ، شرك كه منتها درجه ضلالت است بوده باشد ، زيرا هر گناهى ضلالت و گمراهى است .
در اين روايات - همانطورى كه ملاحظه مىكنيد - در تفسير ظلم تفننى به كار رفته :
يكى آن را به شرك و ديگرى آن را به شك تفسير نموده . يكى آن را به ضلالت خوارج و ديگرى به ولايت دشمنان اهل بيت معنا كرده است ، و اين خود از شواهد گفتار قبلى ما است كه گفتيم ظلم در آيه مطلق است ، و اطلاقش همه مراتب ظلم را به حسب اختلاف مراتب فهم مردم شامل مىشود .
گفتارى در باره شخصيت ابراهيم خليل ( ع ) و سرگذشت او
در ذيل اين عنوان بحثهايى است قرآنى ، علمى ، تاريخى و غيره كه بايد هر كدام را جداگانه متعرض شد .
1 - داستان ابراهيم از نظر قرآن
:
آنچه از قرآن كريم در اين باره استفاده مىشود اين
هامش
( 1 ) كافى ج 2 ص 399 ح 4
( 2 و 3 و 4 ) تفسير عياشى ج 1 ص 366 ح 47 - 48 - 50