و طبق سفر تكوين تورات از وى ده يك ، ماليات گرفته ، دست يافته و ديدهاند كه بيشتر احكام آن شريعت ، همانند احكام تورات است .
مفسر سابق الذكر سپس براى تحكيم احتمال خود و سد ثغور آن اضافه كرده است :
اينهم كه مىبينيد قرآن كريم تشريع فريضه حج را به ابراهيم ( ع ) نسبت داده منافات با احتمال ما ندارد ، براى اينكه مساله حج از قوانين جارى در ميان قوم جرهم كه امت اسماعيلند ، بوده ، و ابراهيم ( ع ) فريضه مذكور را در بين آن قوم تشريع كرده ، نه در ميان كلدانىها كه قوم خود او بودند ( پس قوم ابراهيم ( ع ) به احكام فرعى مامور نبودند ) ولى اين امت پاره اى از موحدين آن به قدر نافرمانى خود از احكام فرعيه عذاب مىشوند زيرا شريعتى كامل از طرف خداوند براى آنان آمده و بر اقامه آن بازخواست مىشوند .
اين بود توجيه مفسر مزبور براى روايت ، و ما گمان نمىكنيم كه تحكم و بى دليل بودن كلام او بر كسى پوشيده باشد ، زيرا سابقا گفتيم كه حمورابى معاصر ابراهيم نبوده و در حدود سيصد سال بعد از ابراهيم زندگى مىكرده . چون زندگى ابراهيم ( ع ) در حدود دو هزار سال قبل از ميلاد و از او در حدود هزار و هفتصد سال قبل از ميلاد بوده . و ثانيا گر چه تاريخ دلالت دارد بر اينكه حمورابى پادشاهى صالح و ديندار و عادل در بين رعيت و مردى قانونى و پايدار در قوانين خود بوده و مقرراتى را كه خود وضع نموده بود به نحو احسن اجرا مىكرده و قوانين وى قديمترين قوانين مدنى است كه تدوين شده ، و ليكن همين سند تاريخى صراحت دارد بر اينكه وى مردى بتپرست بوده ، چون در همين خطى كه در خرابه هاى بابل از وى به دست آمده بعد از بيان شريعت خود از بتهاى زيادى استمداد نموده ، و آن بتها را در قبال سلطنت عظيمى كه به او داده و توفيقى كه در بسط عدالت و وضع قانون به وى ارزانى داشتهاند شكرگزارى نموده و از آنها خواسته تا قوانينش را از زوال و تحريف حفظ كنند ، و آن بتها را چنين اسم برده :
1 - « ميروداخ » خداى خدايان 2 - « اى » خداى قانون و عدالت 3 - « زاماما » و الاهه « اشتار » دو خداى جنگ 4 - « شاماش » خداى حاكم در آسمان و زمين 5 - « سين » خداى آسمانها 6 - « حاداد » خداى ارزانى و فراوانى نعمت 7 - « نيرغال » خداى فتح و فيروزى 8 - « بل » خداى قدر 9 - آلهه « بيلتيس » و الاهه « نينو » و إلاه « ساجيلا » و غير آن .
و ثالثا اينكه گفت : تنها مكلف به ايمان بودهاند نيز صحيح نيست ، براى اينكه قرآن كريم در سوره ابراهيم از زبان خود او مساله نماز را حكايت كرده كه از خداوند خواسته تا او و ذريه او را نمازخوان كند ، و نيز در سوره انبيا حكايت كرده كه به قوم خود گفت : خدا به من
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 296
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٩٦