از رسول خدا ( ص ) روايت نموده است .
و نيز در الدر المنثور مىگويد : عبد بن حميد از ابراهيم تيمى نقل كرده كه گفت :
مردى از رسول خدا ( ص ) معناى اين آيه را پرسيد ، حضرت چيزى نگفت تا آنكه مرد ديگرى از راه رسيد و پس از قبول اسلام به ميدان جنگ درآمده جنگيد و شهيد شد ، آن گاه رسول خدا ( ص ) رو به سائل نمود و فرمود : اين از همان اشخاص بود ، او از كسانى بود كه ايمان آورد و ايمان خود را به ظلمى پوشيده نساخت . « 1 »
و نيز مىگويد : فاريابى و عبد بن حميد و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ و حاكم - حاكم روايت را صحيح دانسته - و ابن مردويه از على بن ابى طالب ( ع ) روايت كردهاند كه در ذيل آيه : * ( « الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ » ) * فرموده كه : اين آيه تنها در خصوص ابراهيم ( ع ) و اصحابش نازل شده ، و در اين امت كسى مشمول و مورد اين آيه نيست . « 2 »
مؤلف : ظاهر اين روايت با اصول و قواعد كليه اى كه از كتاب و سنت استخراج شده سازگار نيست ، براى اينكه مضمون آيه مورد بحث اختصاص به امت مخصوصى ندارد ، زيرا متضمن حكمى از احكام فرعيه نيست كه مختص به امتى معين و يا زمانى معين بوده باشد ، بلكه مربوط به ايمان و آثار سويى است كه ظلم در ايمان مىگذارد ، و اين يك مساله فطرى است كه به اختلاف زمانها و امتها مختلف نمىشود .
بعضى از مفسرين در توجيه اين حديث گفتهاند : اگر مقصود از روايت ايمنى ابراهيم ( ع ) و قومش از خلود در عذاب بود ، جا داشت كه كسى بگويد : اين معنا اختصاص به قوم ابراهيم ( ع ) ندارد و امت اسلام نيز از خلود در عذاب ايمنند ، و ليكن احتمال دارد مقصود ايمنى قوم ابراهيم ( ع ) از مطلق عذاب باشد چه دائمى و چه موقت . و بنا بر اين ، اختصاص مضمون آيه به قوم ابراهيم ( ع ) درست است ، زيرا امم ديگر اين ايمنى مطلق را ندارند ، و شايد جهت ايمنى آنان به طور مطلق به فرض كه اين حديث صحيح باشد اين باشد كه خداى تعالى قوم ابراهيم ( ع ) را مكلف به فروع نكرده و از آنان جهت داشتن تمدن راقى كه در امور فردى و آداب و غير آنها برايشان سخت مىگرفت تنها اكتفاء به قبول توحيد و ترك شرك نموده باشد . مفسر مزبور سپس در تاييد احتمالش گفته است : اهل بحث و پژوهش نيز به شريعت حمورابى پادشاه صالحى كه در زمان ابراهيم مىزيسته و مقدم او را مبارك شمرده
هامش
( 1 و 2 ) الدر المنثور ج 3 ص 27