مرحوم قمى در تفسير خود مىگويد : شخصى از امام صادق ( ع ) از معناى كلام ابراهيم كه گفت : * ( « هذا رَبِّي » ) * سؤال كرد و پرسيد آيا ابراهيم با گفتن اين حرف مشرك شد ؟ امام ( ع ) فرمود : اگر امروز كسى چنين حرفى بزند مشرك مىشود ، و ليكن ابراهيم با گفتن آن مشرك نشد ، براى اينكه او در مقام جستجوى از پروردگار خود چنين حرفى را زده ، و ديگران موقفى را كه او داشت ندارند ، و لذا بر زبان راندن آن نسبت به ديگران شرك است . « 1 »
مؤلف : مقصود از اينكه فرمود : ديگران موقف ابراهيم را ندارند ، اين است كه ديگران حجت برايشان تمام شده ، و به سوى پروردگارشان هدايت شدهاند ، و با اين حال نمىتوانند چيزى را پروردگار خود فرض كنند ، زيرا كه قول به ربوبيت آن چيز موجب شرك است .
عياشى در تفسير خود از حجر روايت كرده كه گفت : علاء بن سيابه ، كسى خدمت امام صادق ( ع ) فرستاده از آن جناب از گفتار ابراهيم كه گفته بود : * ( « هذا رَبِّي » ) * سؤال كرد كه چطور ابراهيم چنين حرفى را بر زبان راند و حال آنكه ما امروز كسى را كه چنين بگويد مشرك مىدانيم ، امام ( ع ) در جوابش فرمود : اين حرف از ابراهيم شرك نيست چون او در مقام جستجوى از پروردگارش بوده ، و ليكن از غير ابراهيم شرك است . « 2 »
و نيز عياشى از محمد بن حمران روايت كرده كه گفت : از امام صادق ( ع ) از جمله « هذا ربى » كه حكايت قول ابراهيم است پرسيدم . امام ( ع ) فرمود : ابراهيم با گفتن اين حرف به چيزى ( از شرك ) نرسيد ، زيرا مقصودش غير آن چيزى بود كه گفت . « 3 »
مؤلف : ظاهرا مراد امام ( ع ) اين است كه اين گفتار از ابراهيم ( ع ) صرف فرض بوده و يا همانطورى كه ما نيز در سابق گفتيم مىخواسته اعتقاد طرف را موقتا و بطور مماشات قبول كند تا در مقام بيان فساد آن ، تالى فاسد آن را بشمارد .
سيوطى در الدر المنثور در ذيل آيه شريفه * ( « الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ » ) * از احمد ، بخارى ، مسلم ، ترمذى ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم و دارقطنى در كتاب افراد و ابو الشيخ و ابن مردويه نقل مىكند كه همگى از عبد اللَّه بن مسعود روايت كردهاند كه گفته است : وقتى اين آيه نازل شد اصحاب ناراحت شده عرض كردند : يا رسول اللَّه ! كدام يك از ما است كه به خود ظلم نكرده باشد ؟ رسول خدا ( ص ) فرمود : معناى آيه آن نيست
هامش
( 1 ) تفسير قمى ج 1 ص 207 - 208
( 2 و 3 ) تفسير عياشى ج 1 ص 365 ح 41 و 42