تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
از آيات مربوط به داستان آن حضرت استفاده مىشود كه احتجاج وى در باره پروردگارى ستاره ، خورشيد و ماه بعد از احتجاجى بوده است كه در باره اصنام نموده ، و از دقت در جريان امر برمىآيد كه گفتگوى وى با پادشاه وقت ، بعد از ظهور امر و شيوع مخالفتش با كيش بتپرستى و ستاره پرستى و بعد از داستان بت شكستن وى بوده . و نيز چنين مىنمايد كه اولين بارى كه شروع به دعوت خود نموده ، نخست به دعوت پدر پرداخته در حالى كه در خانه او بوده سپس به دعوت مردم و مخالفت با دين آنان پرداخته است و از اينجا معلوم مىشود كه اولين بارى كه به احتجاج و استدلال پرداخته همان احتجاج در برابر پدر و قوم خود بوده است . * ( « وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ . . . » ) * ظاهر سياق اين آيه چنين مىفهماند كه مىخواهد با كلمه « كذلك » اشاره كند به رؤيتى كه در آيه قبلى : * ( « وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لأَبِيه آزَرَ أتَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ . . . » ) * ذكر شده و ابراهيم مدعى آن است كه : « من ، تو و قومت را در گمراهى مىبينم يعنى حق را مشاهده مىكنم » بنا بر اين ، معناى آيه اين مىشود كه : ما به اين نحو از ارائه ، ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم ارائه داديم . با كمك اين اشاره و دلالت آيه بعد : * ( « فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْه اللَّيْلُ » ) * كه دلالت مىكند بر اينكه ما بعد آن مرتبط به ما قبل آن است ، ميتوان فهميد كه كلمه « نرى » در عين اينكه مضارع است مع ذلك حال گذشته را حكايت مىكند ، نظير كلمه « نريد » در آيه « وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ » « 1 » كه در عين مضارع بودن ، حكايت حال گذشته است . بنا بر اين ، معناى آيه اين مىشود كه : ما ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان داديم و همين معنا باعث شد كه پى به گمراهى پدر و قوم خود برده و به احتجاج با آنان بپردازد ، و ما هم پى در پى با همين ارائه ملكوت تاييدش كرديم تا آنكه شب فرا رسيد و چشمش به ستاره افتاد . پس اينكه بعضى از مفسرين گفته‌اند جمله * ( « وَكَذلِكَ نُرِي . . . » ) * نظير جمله معترضه اى است كه به ما قبل و ما بعد خود ارتباط ندارد ، و همچنين اينكه بعضى ديگر گفته‌اند كه مساله ارائه ملكوت اولين ظهورش در كار ابراهيم آن شبى بود كه ستاره را ديد ، صحيح نبوده و نبايد به آن اعتنا كرد . و اما معناى ملكوت آسمانها و زمين - بايد دانست كه « ملكوت » مانند « ملك » مصدر و
هامش
( 1 ) سوره قصص آيه 5