« أوَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما خَلَقَ اللَّه مِنْ شَيْءٍ وَأَنْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَه يُؤْمِنُونَ » « 1 » و اين مضمون ، همان مضمون آيه سوم سوره ملك است كه قبلا ذكر شد .
با در نظر گرفتن اين مطالب ، اگر در جمله * ( « وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ . . . » ) * و همچنين ساير آيات مربوط به آن دقت شود ، به خوبى معلوم مىشود كه منظور از نشان دادن ملكوت آسمان و زمين ، به خاطر آن است كه خداوند خود را به ابراهيم نشان دهد منتهى از طريق مشاهده اشياء ، و از جهت استنادى كه اشياء به وى دارند ، زيرا ، وقتى كه اين استناد قابل شركت نبود ، هر كسى كه به موجودات عالم نظر كند ، بى درنگ حكم مىكند به اينكه هيچيك از اين موجودات ، مربى ديگران و مدبر نظام جارى در آنها نيست ، پس اين بتها مجسمه هايى هستند كه دست بشر آنها را تراشيده و بدون اينكه در اين باره از ناحيه خداوند دستورى داشته باشند ، اسم خدايى را بر آنها نهادهاند ، غافل از اينكه معقول نيست دست پرورده انسان مربى و مالك خود او باشد ، همچنين قابل پذيرش نيست كه اجرام آسمانى ، ستاره ، ماه و خورشيد مالك و مدبر تكوينى عالم باشند ، در حالى كه خودشان داراى تحول و طلوع و غروبند ، و به زودى توضيح بيشتر اين معنا خواهد آمد .
* ( « وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ » ) * « لام » در كلمه « ليكون » براى غايت و گرفتن نتيجه است ، و جمله مورد بحث ، عطف است به جمله ديگرى كه حذف شده و تقدير آن چنين است : « ليكون كذا و كذا و ليكون من الموقنين » و « يقين » عبارت است از « علم صد در صدى كه به هيچ وجه شك و ترديدى در آن رخنه نداشته باشد » . و بعيد نيست كه غرض از ارائه ملكوت ، اين بوده كه ابراهيم ( ع ) به پايه يقين به آيات خداوند برسد به طورى كه در جاى ديگر فرموده : « وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَكانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ » « 2 » همان يقينى كه نتيجه اش يقين به « اسماء حسنى » و صفات علياى خداوند است ، و اين مرحله ، همان مرحله اى است كه در باره رسيدن پيغمبر اسلام ( ص ) به آن پايه ، فرموده است :
هامش
( 1 ) آيا نظر نكردند در ملكوت آسمانها و زمين و آنچه كه خداوند آفريده است ؟ و آيا نظر و فكر نكردند در اينكه ممكن است اجلشان نزديك شده باشد ، پس ( وقتى حاضر نباشند آيات خدا راى بشنوند ) ديگر به چه سخنى ايمان خواهند آورد ؟ . سوره اعراف آيه 185
( 2 ) و از ايشان امامانى قرار داديم تا به امر ما آنان راى هدايت كنند ، و اين پيشوايان وقتى سزاوار مقام امامت شدند كه خويشتندارى از خود نشان دادند ، مردمى بودند كه به آيات ما يقين داشتند . سوره سجده آيه 24