داشتهاند ، آثار باستانى خرابه هاى بابل نيز اين معنا را تاييد مىكند .
قوم ابراهيم اين بتها را براى اين مىپرستيدهاند كه بدان وسيله به درگاه ارباب آنها تقرب جسته ، و به وسيله تقرب و نزديكى به آنها به درگاه خداى تعالى نزديك شوند . و اين خود نمونه بارزى از سفاهت بشر است كه عالىترين مرحله خضوع را كه همان « خضوع بنده در برابر پروردگار » است ، در برابر مجسمه چيزى كه در نظرش بزرگ جلوه كرده ، به كار ببرد ، غافل از اينكه چنين خضوعى را در برابر كسى انجام داده كه خود ، آن را ساخته است مگر نه اين است كه او خود ، به دست خودش همين چوب را تراشيده و اسم آن را معبود نهاده و پرستش كرده و در برابرش خاضع گرديده ؟ و لذا در آيه مورد بحث ، اصنام را به لفظ نكره ( اصناما ) آورد ، تا اشاره به حقارت آن كند ، هم چنان كه گفتار ابراهيم ( ع ) خطاب به قوم خود كه فرمود : « أتَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ » « 1 » نيز اشاره به اين معنا داشته و آيه « إِذْ قالَ لأَبِيه يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً » « 2 » نيز حقارت بتها را از جهت نداشتن روشنترين صفات ربوبيت كه همان علم و قدرت است ، مىرساند .
پس اينكه فرمود : * ( « أتَتَّخِذُ أَصْناماً . . . » ) * معنايش اين است كه آيا بتهايى چنين بى ارزش را خدايان خود اتخاذ مىكنيد ؟ و مقام و مرتبه خدايى را كه عالىترين مقامات است براى يك مشت سنگ و چوب قائل مىشويد ؟ راستى كه تو و قومت در گمراهى آشكارى بسر مىبريد ، و راستى چگونه گمراهى به اين واضحى را تشخيص نمىدهيد ؟ و چطور نمىفهميد كه بتپرستى عبارت است از : خضوع ، تذلل و عبوديت كسى كه خود صانع و داراى علم و قدرت است در برابر مصنوع خود ، كه از علم و قدرت ، بويى و اثرى در آن نيست ؟ .
و اين احتجاج و استدلال گر چه به منزله خلاصه و فشرده احتجاجات متعددى است كه ابراهيم ( ع ) با پدر و قوم خود كرده ، و قرآن تفصيل آنها را در چند مورد حكايت نموده است ، و ليكن اين احتجاج ، خود احتجاج جداگانه و اولين احتجاجى است كه آن جناب با قوم و پدر خود كرده است و احتجاجات ديگرش يكى مناظره اى است كه با قوم خويش در باره بتها نموده و ديگرى محاجه اى است كه در باره ربوبيت و خدايى ستاره ها و خورشيد و ماه كرده است ، يكى هم گفتگويى است كه با پادشاه معاصرش داشته است .
هامش
( 1 ) آيا مىپرستيد چيزى را كه خود به دست خود آن را مىتراشيد ؟ . سوره صافات آيه 95
( 2 ) سوره مريم آيه 42