به فرضى هم كه بخواهيم يكى از اين روايات را گرفته و به آن استناد كنيم از همه آنها صحيحتر روايتى است كه عبد الرزاق ، عبد بن حميد ، ابن جرير ، ابن المنذر و ابن مردويه از شداد بن اوس نقل كردهاند كه وى به طور رفع از رسول خدا نقل كرده كه فرمود : خداى متعال روزى زمين را براى من طورى كرد كه من از مشرق تا مغرب آن را ديدم ، و برايم معلوم شد كه دامنه دين من تا آنجا كه من آن روز ديدم ، گسترده خواهد شد ، ديگر اينكه به من دو گنج داده شد :
يكى گنج سرخ و ديگرى سفيد ، و من از پروردگار خود خواستم كه امتم را به قحطى عمومى دچار نفرمايد ، و آنان را از هم پاشيده و دسته دسته نگرداند ، و ايشان را به جان هم نيفكند ، در جوابم خطاب آمد : اى محمد قضايى را كه من گذرانده باشم برگشت ندارد ، و من اينك اين دعايت را در حق امتت مستجاب مىكنم كه هرگز آنان را به قحطى عمومى مبتلا نسازم ، و دشمنان خارجى را بر سرشان مسلط نكنم ، و به دست آنان هلاكشان نفرمايم ، تا خودشان خود را هلاك كنند ، و يكديگر را بكشند ، و اسير نمايند . آن گاه رسول خدا ( ص ) فرمود :
من بر امتم از پيشوايان و زمامداران گمراه كننده مىترسم ، و مىترسم كه كار آنان به شمشير محول شود ، كه در چنين صورتى تا قيام قيامت ، شمشير از بين آنان برداشته نخواهد شد . « 1 »
اين روايت از غالب اشكالاتى كه در بقيه روايات بود ، خالى است ، و در اين روايت ندارد كه اين دعا پس از نزول آيه مورد بحث بوده و ليكن مضمون همين روايت را هم بايد بر اين حمل كرد كه مقصود اين است كه : امت اسلام از قحط و غلايى كه ريشه كنش ساخت و اثرى از وى باقى نمىگذارد مصون است ، و گر نه ظاهر آن با مصيبتها و قحطىها و خونريزيهاى سنگينى كه مسلمانان از سپاه صليب در اندلس و از لشكر مغول ديدند ، سازگار نيست . و نيز بايد گفت ناچار اين درخواستها در اوايل بعثت و قبل از نزول اين آيه بوده ، و گر نه چطور ممكن است كه رسول خدا ( ص ) با آن معرفتى كه به مقام پروردگار خود دارد ، و با آن جلالت قدرى كه در او است با شنيدن اين وحى ، تازه از خداى خود قضايى را كه او گذارنده و وى را مامور به تبليغ آن نموده ، تقاضا كند ؟
بعد از همه اين حرفها ، قرآن كريم با آيات خود ، واقع امر را بيان كرده و آن اين است كه : اين دين تا روز قيامت باقى خواهد ماند و اين امت به كلى از بين نخواهد رفت ، و ليكن چنان هم نيست كه دچار هيچ بلائى نشود ، بلكه هر بلا و مصيبتى كه بر سر امتهاى گذشته آمده ، بدون چون و چرا ، مو به مو بر سر اين امت نيز خواهد آمد ، روايات قطعى الصدور بسيارى
هامش
( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 19