امت واقع خواهد شد .
از اين هم كه صرفنظر كنيم ، اين روايات با همه كثرتشان و با اينكه همه آنها اتفاق دارند بر اينكه رسول خدا ( ص ) بعد از نزول اين آيه : * ( « قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ » ) * ، دعاهايى كرد ، با اين همه در عدد آن دعاها متفق نيستند ، مثلا در بعضى از آن روايات دارد كه حضرت سه چيز از خدا خواست ، و در بعضى ديگر دارد كه چهار چيز درخواست نمود ، و همچنين در اينكه چند تا از درخواستهايش قبول شد اختلاف دارند ، در بعضى از آنها دارد كه يكى از درخواستهايش قبول شد ، و در بعضى ديگر دارد دو تا .
و نيز در اينكه درخواستها چه بوده اختلاف است ، زيرا در بعضى از قولها و روايات دارد كه تقاضاى آن حضرت ، ايمنى امت از سنگسار شدن به سنگهاى آسمانى و در امان بودنشان از فرورفتگى در زمين و نيز ايمن بودنشان از تفرقه و جنگ و خونريزى بوده است ، و در بعضى ديگر دارد كه خواسته اش حفظ از غرق ، قحطى و جنگ داخلى بوده . و در عده ديگرى از آن روايات دارد كه درخواستش عدم قحطى عمومى و تسلط دشمنان خارجى بر آنان و جنگهاى داخلى بوده است .
و در پاره اى ديگر دارد كه درخواستها اين بوده كه امتش را بر هيچگونه گمراهى دچار نسازد و دشمنى را از غير خودشان بر آنان چيره نكند و آنان را به عذاب قحطى هلاك ننموده و وحدت كلمه را از ايشان سلب نكند ، و آنان را به جان هم نياندازد .
و در بعضى ديگر است كه درخواستهاى آن جناب اين بود كه دشمنان خارجى را بر آنان مسلط نكند ، و آنان را به غرق هلاك نسازد و ايشان را به جان هم نيفكند . و در بعضى ديگر دارد آنان را به عذابهايى كه امم پيشين به وسيله آنها هلاك شدند ، هلاك نساخته و دشمنان خارجى را بر سرشان چيره و مسلط نفرمايد و آنان را دسته دسته و متفرق نسازد ، و به جان يكديگر نيفكند . باز در بعضى ديگر دارد كه درخواست آن حضرت اين بوده است كه از آسمان و از زمين ، عذاب بر آنان نفرستد و آنان را دسته دسته ننموده به جان هم نيفكند .
باز از اين نيز كه بگذريم دليل ديگر بر اينكه اين روايات قابل اعتماد نيستند ، اين است كه در بعضى از آنها دارد : اين دعا در حره بنى معاويه ( كه يكى از آبادىهاى انصار است و در بلوك عاليه مدينه واقع شده ) ايراد گرديده است و لازمه اش اين است كه اين دعا بعد از هجرت ايراد شده باشد در صورتى كه ما مىبينيم كه سوره انعام از سوره هايى است كه در مكه نازل شده و اين نزول قبل از هجرت بوده است . البته در اين روايات ، اختلافات ديگرى هم وجود دارد كه اگر كسى به آنها رجوع كند برايش واضح مىشود .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٥