به يك معنا نيست . بلكه مراد از يوم اول مطلق ظرف است مثل اينكه مىگوييم : « روزى كه خدا حركت را آفريد ، و روزى كه شب و روز را به وجود آورد » و حال آنكه روزهاى معمولى زائيده حركت و متفرع بر آن است ، به خلاف يوم دوم كه به معناى روزهاى معمولى و روزى است كه قيامت در آن روز بر پا مىشود .
بحث روايتى
در كتاب الدر المنثور در ذيل جمله * ( « يَقُصُّ الْحَقَّ . . . » ) * مىگويد : دارقطنى در كتاب « افراد » و ابن مردويه از ابى بن كعب روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) به مردى ياد داد كه آيه را * ( « يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ » ) * قرائت كند . « 1 »
و نيز در كتاب مزبور در ذيل آيه * ( « وَعِنْدَه مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ . . . » ) *
مىگويد : احمد و بخارى در كتابهاى خود و حشيش بن اصرم در كتاب استقامت و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ و ابن مردويه همگى از ابن عمر نقل كردهاند كه گفته است : رسول خدا ( ص ) فرمود : مفاتيح ( كليدهاى ) غيب پنج است ، و جز خدا كسى از آن اطلاع ندارد : 1 - كسى نمىداند فردا به چه حوادثى آبستن است مگر خداى متعال 2 - كسى نمىداند رحم زنان چه زمانى جنين و بار خود را مىاندازد ، جز او 3 - كسى نمىداند چه وقت باران مىبارد جز او 4 - كسى نمىداند كه در چه سرزمينى مرگش فرا مىرسد ، تنها خدا است كه مىداند مرگ هر كسى در كجا واقع مىشود 5 - كسى نمىداند چه وقت قيامت بر پا مىگردد ، مگر خداى تبارك و تعالى . « 2 »
مؤلف : با فرض اينكه اين روايت صحيح باشد ، نبايد پنداشت كه با عموم آيه منافات دارد ، زيرا مسلم است كه عدد مفهوم ندارد ، و اگر كسى بگويد فلان مقدار پول دارم ، دليل بر اين نيست كه بيشتر ندارد ، و اين پنج چيزى كه در روايت ذكر شده است ، برگشت همه به يك
هامش
( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 14
( 2 ) الدر المنثور ج 3 ص 15