تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
سليم مىگويد : من به امير المؤمنين عرضه داشتم : اولى الامر و حجتهاى خداى را برايم توصيف كن ، فرمود : كسانى هستند كه خداى تعالى آنان را قرين خود و قرين پيغمبر خود قرار داده ، در باره آنان فرمود : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ » ) * ، عرض كردم : خداى مرا فداى تو كند مطلب را برايم توضيح بده ، فرمود : آنان كسانى هستند كه رسول خدا ( ص ) در چند جا و حتى در آخرين خطبه اى كه بعد از آن خداى عز و جل او را به سوى خودش قبض روح مىكرد ، فرمود : « انى تارك فيكم امرين لن تضلوا بعدى ، ان تمسكتم بهما ، كتاب اللَّه عز و جل و عترتى ، اهل بيتى ، فان اللطيف الخبير قد عهد الى انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض كهاتين » و من در ميان شما دو چيز باقى مىگذارم ، كه اگر به آن دو تمسك كنيد ، هرگز بعد از من گمراه نمىشويد ، يكى كتاب خداى عز و جل و ديگرى عترت من اهل بيتم است زيرا خداى لطيف خبير به من عهدى سپرده ، و آن اين است كه اين دو از يكديگر جدا نمىشوند ، تا كنار حوض بر من در آيد ، در حالى كه مثل اين دو انگشت - و بين ابهام ( انگشت بزرگ - شست ) و سبابه اش جمع كرد - با هم باشند ، و سپس فرمود : نمىگويم مثل اين دو انگشت - بعد بين انگشت ميانه و سبابه اش جمع كرد ، و فرمود : پس به اين دو تمسك بجوييد ، و از اهل بيت من جلو نيفتيد كه گمراه خواهيد شد « 1 » . مؤلف قدس سره : و رواياتى كه از ائمه اهل بيت ( ع ) در اين معانى وارد شده بسيار زياد است ، و ما از هر صنف آن روايات تنها به ذكر نمونه اى اكتفاء ، كرديم ، و كسانى كه مايلند به همه آنها واقف شوند مىتوانند به جوامع حديث مراجعه نمايند . و اما اقوالى كه از قدماى مفسرين روايت نشده ، سه نظريه است ، اول اين كه : اولى الامر خلفايند ، دوم اين كه : امراى ارتشند ، سوم اين كه : مراد از آن علمايند و نظريه اى كه از ضحاك نقل شده اين است كه گفته است اولى الامر همه اصحاب رسول خدا ( ص ) هستند ، برگشتش به قول سوم است ، چون عبارتى كه از ضحاك نقل شده چنين است : مراد از اولى الامر ، اصحاب رسول خدا ( ص ) اند ، كه داعيان اسلام و راويان احاديثند ، و ظاهر اين عبارت اين است كه مىخواهد بگويد علت اين كه گفتم اولى الامر اصحابند ، اين است كه اصحاب علم دارند ، پس برگشت قول ضحاك به همان قول سوم است . اين را نيز بايد دانست كه در شان نزول اين آيات امورى بسيار و داستانهايى مختلف روايت شده ، ليكن دقت در آن نقلها جاى شكى باقى نمىگذارد ، كه همه آنها از باب تطبيق
هامش
( 1 ) عبقات الانوار .