خداى سبحان مضمون جمله مورد بحث يعنى كفايت جهنم در امر آنان را با آيه بعدى بيان نموده ، و بيان را به صورت تعليل آورده ، مىفرمايد : * ( « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا . . . » ) * آن گاه در آيه بعد مطلب را چنين تعقيب مىكند ، كه : * ( « وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ » ) * ، تا فرق بين دو طايفه يعنى آنكه ايمان مىآورد و آن كه راه خدا را مىبندد روشن شود ، و معلوم شود كه اين دو طايفه در دو قطب متخالف از سعادت آخرت و شقاوت در آن سراى قرار دارند ، يك طايفه در جناتى داخل مىشوند كه سايه اش گسترده است ، و آن ديگرى در دوزخى كه آتشش احاطه دارد ، آتشى كه ( خدا ما را در پناه خود از آن حفظ فرمايد ) انسانها در آن مىسوزند و معناى آن روشن است .
* ( « إِنَّ اللَّه يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَإِذا حَكَمْتُمْ . . . » ) *
اين آيه شريفه دو فقره است يكى دستور به اداى امانات به صاحبانش و ديگر حكم به عدالت كردن ، فقره دوم ارتباطش با آيات قبل روشن است ، چون آيات قبل پيرامون حكم كردن يهود بنفع مشركين و عليه مؤمنين دور مىزد ، در فقره دوم هم در باره همين معنا به عموم مردم خطاب نموده ، مىفرمايد : وقتى در بين كسانى كه اختلاف دارند حكم مىكنيد به عدالت حكم كنيد .
و اما وجه ارتباط فقره اول به آيات قبل ، اين است كه در آغاز معرفى يهود فرمود : ( هيچ مىبينى كسانى كه بهره اى از كتاب داده شدهاند چگونه به جبت و طاغوت ايمان مىآورند ) ، و معلوم است كه آن چه در كتابهاى آسمانى آمده بيانگر آيات خدا و معارف الهيه است ، و اين خود امانتى است كه خداى تعالى به اهل هر كتابى سپرده و از آنان ميثاق گرفته كه به گوش مردمش برسانند ، و از اهلش كتمان نكنند .
و اين قرائنى كه ذكر شد مؤيد اين احتمال است كه منظور از امانات تنها امانتهاى مالى نيست ، بلكه شامل امانتهاى معنوى از قبيل علوم و معارف حقه كه بايد به اهلش برسد نيز مىشود .
و سخن كوتاه اين كه وقتى يهود به امانتهاى الهيه كه به دستشان سپرده شده بود خيانت كردند و با علم به اين كه دين خدا توحيد است و دين توحيد همين است كه پيامبر اسلام بدان دعوت مىكند و پيامبر اسلام همان است كه تورات و انجيل نشانه هاى او را داده ، با اين حال ، نشانه هاى رسالت رسول خدا ( ص ) را كه در كتاب آنان ذكر شده بود كتمان كردند آن هم در وقتى كه واجب بود به مردم اعلام كنند و تازه به همين مقدار خيانت اكتفاء ننموده ، در داورى بين مؤمنين و مشركين حكم به جور و ستم كردند ، دين بتپرستى را
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 602
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٠٢