و اين خود مؤيد آن روايات وارده در شان نزول است ، كه مىگويند مشركين مكه از اهل كتاب ( يعنى يهود و نصارى ) درخواست كردند بين آنان و بين مؤمنين داورى نموده ، بگويند دين و مسلك كدام يك بهتر است ، دين مسلمانان و يا مسلك مشركين ، و اهل كتاب چنين داورى كردند ، كه دين مشركين بهتر از دين مؤمنين است ، و ان شاء اللَّه عين روايت در بحث روايتى آينده مىآيد .
در اين آيه از اهل كتاب تعبير كرده به ( كسانى كه بهره اى از كتاب دارند ) ، تا مذمت و سرزنش از آنها دلنشينتر باشد ، چون ايمان علماى اهل كتاب به جبت و طاغوت با اين كه عالم به كتاب خدا هستند ، رسواييش بيشتر از طاغوتپرستى يك يهودى و يا نصاراى جاهل به كتاب خدا است .
* ( « أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ ) * . . . * ( نَقِيراً » ) * كلمه نقير ، صفت مشبهه است ، و در اينجا معناى اسم مفعول يعنى منقور - منقار زده را مىدهد ، و عبارت است از چيز حقير و اندكى كه مرغ آن را با منقار خود از زمين بر مىدارد ، و در معناى جمله : * ( « وَلا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا . . . » ) * معناى ديگرى براى آن نقل كرديم .
مفسرين گفتهاند : كلمه : ( أم ) در اين جمله منقطعه ، و به معناى بلكه است ، و جمله را چنين معنا مىدهد ، . ( نه بلكه گويا مىپندارند بهره اى از ملك را دارند ) و استفهام در آن انكارى است ، يعنى چنين مالكيتى ندارند .
بعضى ديگر احتمال دادهاند كه كلمه ( أم ) متصله و به معناى - و يا - باشد ، و گفتهاند تقدير آيه « اهم اولى بالنبوة ام لهم نصيب من الملك » است ، يعنى آيا آنان سزاوارتر به نبوتند ، و يا بهره اى از ملك را دارا هستند ؟ و ليكن اين احتمال به نظر بعضى ديگر صحيح نيست ، و به آن اشكال كردهاند كه حذف همزه استفهام تنها در موقع ضرورت يعنى وقتى شاعر بخواهد و زن شعرش درست شود حذف مىكنند ، و در قرآن كريم چنين ضرورتى در كار نيست ، و به نظر ما ظاهر آيه مىرساند كه كلمه نامبرده متصله باشد ، و لنگه آن حذف شده ، چون آيه قبلى مىفهماند آن لنگه چيست ، و تقدير كلام « ألم تر الى الذين اوتوا نصيبا من الكتاب . . . لهم كل ما حكموا به من حكم ، ام لهم نصيب من الملك ، ام يحسدون الناس ؟ » مىباشد ، يعنى هيچ مىبينى اين اهل كتاب را كه بهره اى از كتاب دارند ، و چنين و چنان مىكنند ، و چنين و چنان مىگويند ، و حكم مىكنند ، آيا حق دارند كه هر حكمى كه خواستند بكنند ، و يا بهره اى از ملك را دارا هستند ، و يا از حسد چشمشان بر نمىدارد كه خدا به مردم از فضل خود بدهد ؟ و بنا بر اين دو لنگه استفهام و لنگه هاى بعديش رو به راه و مترتب مىشود ، و كلام سياقش محفوظ
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 598
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٩٨