يعنى هرگز زمام امور هيچ قومى را به دست زن نسپرد ، و به هيچ زنى منصب قضا نداد ، و زنان را براى جنگيدن دعوت نكرد ، - البته براى جنگيدن ، نه صرف شركت در جهاد ، براى خدمت و جراحى و امثال آن - . و اما غير اين امور عامه و اجتماعى ، از قبيل تعليم و تعلم ، و كسب ، و پرستارى بيماران ، و مداواى آنان ، و امثال اين گونه امور كه دخالت عواطف منافاتى با مفيد بودن عمل ندارد ، زنان را از آن منع نفرمود ، و سيرت نبويه بسيارى از اين كارها را امضا كرد ، آيات قرآن نيز خالى از دلالت بر اجازه اين گونه كارها براى زنان نيست ، چون لازمه حريت زن در اراده و عمل شخصى اين است كه بتواند اين گونه كارها را انجام دهد ، چون معنا ندارد از يك طرف زنان را در اين گونه امور از تحت ولايت مردان خارج بداند ، و ملكيت آنان را در قبال مردان معتبر بشمارد ، و از سوى ديگر نهيشان كند از اين كه به نحوى از انحا ملكشان را اداره و اصلاح كنند ، و همچنين معنا ندارد به آنان حق دهد كه براى دفاع از خود در محكمه شرع طرح دعوى كنند ، و يا شهادت بدهند ، و در عين حال از آمدن در محكمه و حضور نزد والى يا قاضى جلوگيرشان شود . و همچنين ساير لوازم استقلال و آزادى .
بلى دامنه استقلال و آزادى زنان تا آنجايى گسترده است كه به حق شوهر مزاحمت نداشته باشد ، چون گفتيم در صورتى كه شوهر در وطن حاضر باشد زن در تحت قيمومت او است ، البته قيمومت اطاعت و در صورتى كه حاضر نباشد مثلا به سفر رفته باشد موظف است غيبت او را حفظ كند ، و معلوم است كه با در نظر گرفتن اين دو وظيفه هيچ يك از شؤون جايز زن در صورتى كه مزاحم با اين دو وظيفه باشد ديگر جايز و ممضى نيست .
بحث روايتى
در مجمع البيان در ذيل آيه شريفه : * ( « وَلا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّه . . . » ) * ، گفته : معنايش اين است كه هيچ يك از شما نگوييد اى كاش فلان نعمت و آن زن زيبا كه فلان آقا دارد من مىداشتم ، براى اينكه چنين آرزويى حسد به شمار مىآيد ، ولى مىتوانيد بگوييد : پروردگارا مثل آن نعمت و مثل آن زن را به من نيز مرحمت بفرما آن گاه اضافه كرده همين معنا از امام صادق ( ع ) روايت شده است « 1 » .
مؤلف قدس سره : عياشى نيز در تفسير خود نظير اين معنا را از امام صادق ( ع )
هامش
( 1 ) مجمع البيان ج 2 ص 87 جزء 5 .