احتمال برود كار زن و شوهر به دشمنى بيانجامد دستور داده يك حكم از طرف زن ، و يك حكم از طرف مرد به مساله رسيدگى كنند ، زيرا دخالت يك حكم اين خطر را دارد كه او جانب يك طرف را بگيرد ، و حكم جائرانه كند ، و معناى اينكه فرمود : * ( « إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّه بَيْنَهُما » ) * اين است كه اگر واقعا هر دو طرف نزاع بناى اصلاح داشته باشند ، و عناد و لجبازى در كارشان نباشد خداى تعالى به وسيله اين دو حكم بين آن دو توافق و اصلاح بر قرار مىكند ، چون وقتى دو طرف زمام اختيار خود را به حكم خود بدهند ( حكمى كه خودشان پسنديدهاند ) قهرا توافق حاصل مىشود .
ولى در آيه شريفه حصول توافق را به خداى تعالى نسبت داده ، به اينكه سبب عادى يعنى اصلاح خواهى آن دو تسليم بودنشان در برابر حكمى كه حكمها مىكنند در كار هست ، و بايد نتيجه را به اين سبب نسبت بدهد ، ليكن به خداى تعالى نسبت داد تا در ضمن بفهماند سبب حقيقى و آن كسى كه ميان اسباب ظاهرى و مسببات آنها رابطه برقرار مىكند خداى تعالى است ، او است كه هر حقى را به صاحب حق مىدهد ، و در آخر آيه فرمود : * ( « إِنَّ اللَّه كانَ عَلِيماً خَبِيراً » ) * ، و مناسبت اين جمله با مضمون آيه روشن است .
گفتارى در معناى قيمومت مردان بر زنان
اين معنا بر احدى پوشيده نيست ، كه قرآن كريم همواره عقل سالم انسانها را تقويت مىكند ، و جانب عقل را بر هواى نفس و پيروى شهوات و دلدادگى در برابر عواطف و احساسات تند و تيز ترجيح مىدهد ، و در حفظ اين وديعه الهى از اين كه ضايع شود توصيه مىفرمايد ، و اين معنا از آيات كريمه قرآنى آن قدر روشن است كه احتياجى به آوردن دليل قرآنى ندارد ، براى اين كه آياتى كه به صراحت و يا به اشاره و به هر زبان و بيانى اين معنا را افاده مىكند يكى دو تا ده تا نيست كه ما آنها را نقل كنيم .
قرآن كريم در عين حال مساله عواطف پاك و درست و آثار خوبى كه آن عواطف در تربيت افراد دارد از نظر دور نداشته ، اثر آن را در استوارى امر جامعه پذيرفته ، در آيه شريفه :
« أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ » « 1 » دو صفت از صفات عاطفى را به عنوان دو صفت ممدوح مؤمنين ذكر كرده ، مىفرمايد مؤمنين نسبت به كفار خشن و بيرحمند ، و نسبت به خودشان
هامش
( 1 ) سوره فتح آيه 29 .