و در صحيح ترمذى از ابن مسعود روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : از خداى تعالى فضل او را بطلبيد كه خدا در خواست از او را دوست مىدارد « 1 » .
و در الدر المنثور است كه ابن جرير از طريق حكيم بن جبير از مردى كه نامش را نبرده روايت آورده كه او گفت رسول خدا ( ص ) فرمود : از خدا فضل او را بطلبيد كه خداى تعالى دوست مىدارد بندگانش از فضلش طلب كنند ، و يكى از بهترين عبادتها انتظار فرج « 2 » است .
و شيخ طوسى در تهذيب بسند خود از زراره روايت آورده كه گفت : من از امام صادق ( ع ) شنيدم كه آيه : * ( « وَلِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَالأَقْرَبُونَ » ) * را مىخواند ، و مىفرمود : منظور خداى تعالى از اين موالى اولى الارحام است ، كه در ارث بردن ، اولاى از ديگرانند ، و منظور اوليا نعمت نيست ، بلكه منظور اين است كه هر خويشاوند كه به ميت و به رحمى كه ميت را به سوى خود مىكشاند نزديكتر است او از ديگران به بردن ارثش سزاوارتر است « 3 » .
و در همان كتاب به سند خود از ابراهيم بن محرز روايت كرده كه گفت من نزد امام ابى جعفر ( ع ) حاضر بودم ، كه شخصى از آن جناب پرسيد : مردى به همسرش مىگويد : اختيارت با خودت حضرت فرمود : چگونه ممكن است اختيارش با خودش باشد ، با اينكه خداى تعالى اختيار او را به دست شوهرش داده ، و فرموده : * ( « الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ » ) * ، نه اين سخن هيچ ارزش و اعتبارى ندارد « 4 » .
و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم از طريق اشعث بن عبد الملك از حسن روايت كرده كه گفت : زنى نزد رسول خدا ( ص ) آمد ، و از شوهرش شكايت كرد كه به وى سيلى زده است ، رسول خدا ( ص ) فرمود : بايد قصاص شود ليكن چيزى نگذشت كه آيه : شريفه : * ( « الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ . . . » ) * نازل شد ، و زن بدون قصاص برگشت « 5 » .
مؤلف قدس سره : الدر المنثور اين روايت را به چند طريق ديگر از رسول خدا ( ص )
هامش
( 1 ) صحيح ترمذى .
( 2 ) الدر المنثور ج 2 ص 149 .
( 3 ) التهذيب ج 9 ص 268 حديث 2 .
( 4 ) التهذيب ج 8 ص 88 حديث 221 .
( 5 ) الدر المنثور ج 2 ص 151 .