كارى مىكنند ، و نه از بدست آوردن آنچه لازم است كسالت مىورزند ، پس آن كسى كه گفته دين اسلام دين بطالت و خمودى است ، مردم را دعوت مىكند به اين كه به دنبال اهداف زندگى انسانى خود نروند ، اسلام را نفهميده و بيهوده سخن گفته ، اين بود خلاصه گفتار ، پيرامون اين حقيقت قرآنى ، و ليكن در باره شاخه و برگهايى از اين مساله مطالبى ديگر در بحثهاى مختلفى كه در اين تفسير كردهايم وجود دارد .
* ( « وَلِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَالأَقْرَبُونَ . . . » ) *
كلمه ( موالى ) جمع كلمه ( مولى ) است و منظور از مولا ولى و سرپرست آدمى است ، گو اين كه اين كلمه در بعضى از مصاديقش بيشتر استعمال شده ، و وقتى شنيده مىشود ، بعضى از معانى آن بيشتر و زودتر به ذهن مىرسد ، مثلا وقتى مىگويند مولا ، فورا مولاى برده و صاحب او به ذهن مىرسد ، چون سرپرستى او بر برده اش از مصاديق روشن سرپرستى است ، و يا وقتى مىگويند فلانى مولاى فلانى است اين معنا به ذهن مىرسد كه او ياور وى است ، و يا فلانى مولاى فلان آقا است ، يعنى پسر عموى او است ، چون پسر عمو سزاوارتر است به گرفتن دختر عمو از ساير مردم ، و بعيد نيست كه اين كلمه در اصل ، مصدر ميمى و يا اسم مكان بوده باشد ، و به وجهى و مناسبتى از آن اراده شخص دارنده ولايت شده باشد ، همانطور كه ما امروزه كلمه حكومت و محكمه را اطلاق مىكنيم ، و منظور ما از آن شخص حاكم است .
كلمه ( عقد ) در مقابل كلمه ( حل ) است ، عقد يعنى گره زدن ، و حل يعنى گره گشودن و كلمه ( يمين ) در مقابل كلمه ( يسار ) است ، يمين يعنى راست و يسار يعنى چپ ، ولى كلمه ( يمين ) هم به دست راست گفته مىشود ، و هم به سوگند ، البته معانى ديگر نيز دارد .
و از آنجايى كه اين آيه شريفه با آيه * ( « وَلا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّه بِه بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ . . . » ) *
در يك سياق واقع شده ، و چون در اين آيه سفارش شده كه سهم هر صاحب سهمى را بدهيد ، و فرموده خداى تعالى براى هر انسانى مولاهايى نسبت به تركه وارث او قرار داده ، نظير فرزندان و خويشاوندان خود ، اين معنا را تاييد مىكند كه آيه مورد بحث به ضميمه آيه قبلى مىخواهند احكام و اوامرى كه در آيات ارث و وصيت گذشت خلاصه گيرى كند ، چون در آن آيات جزئياتى از شرايع آمده بود ، هم چنان كه قبل از آن آيات نيز اجمالى از شرايع كه بعدا شرح داد آورده ، فرموده بود : « لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَالأَقْرَبُونَ . . . » كه اين آيه به منزله قاعده اى كلى در باب ارث است ، و همه جزئيات احكام به آن برگشت مىكند .
و لازمه آن اين است كه افرادى كه از ميان وارثها و مورثها نامشان بطور اجمال آمده منطبق شوند با همانهايى كه در آيات ارث بطور تفصيل ذكر شدهاند ، در نتيجه مراد از