موالى همه آنهايى هستند كه در آيات ارث ، وارث شناخته شدهاند ، خواه اولاد ، و خواه پدر و مادر ، و چه برادران و خواهران ، و چه غير ايشان باشند ) .
و مقصود از اصناف سه گانه اى كه در آيه شريفه آمده يعنى : 1 - والدان 2 - اقربون 3 - * ( « وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ » ) * ، همان اصنافى است كه در آيه ارث ذكر شدهاند ، يعنى 1 - فرزندان ، 2 - خويشاوندان 3 - زن و شوهر ، قهرا طبقه سوم در آيه مورد بحث با زن و شوهر منطبق مىشود .
پس اينكه فرمود : ( لكل - براى هر كس ) معنايش اين است كه براى هر يك از شما چه مردتان و چه زنتان مواليى قرار دادهايم ، يعنى اوليايى در ارث بردن معين كردهايم ، تا آنچه مال از شمال باقى مىماند ارث ببرند .
و در جمله * ( « مِمَّا تَرَكَ . . . » ) * حرف ( من ) براى ابتدا است ، و جار و مجرور ( من - ما ) متعلق است ، به موالى كانه خواسته است بفهماند مساله ولايت ، از مال ناشى شده ، و از آن آغاز گشته است ، ممكن هم هست متعلق باشد به كلمه اى كه حذف شده ، و تقدير آن ( موالى يرثون مما تركتم ) باشد ، و يا ( موالى يعطون مما ترك ) باشد ، يعنى براى بعد از مردن يك يك شما افرادى قرار داديم كه اولويت دارند به اين كه ارث ببرند آنچه شما از خود به جاى گذاشتهايد - و يا به اين كه داده شوند از آن چه شما از خود به جاى گذاشتهايد ، و منظور از كلمه ( ما تركتم - آنچه شما ترك گفتهايد ) مالى است كه ميت و مورث يعنى فرزندان و خويشاوندان و زن و شوهر از خود به جاى مىگذارند .
و اگر از زن و شوهر تعبير كرد به « * ( الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ ) * - آنهايى كه دست شما را گره زده » ، در حقيقت خواسته است به كنايه تعبير كرده باشد ، چون در عرب رسم اين بود وقتى با يكديگر معامله و يا معاهده اى مىكردند ، در آخر براى اين كه اعلام كنند معامله تمام شد به يكديگر دست مىدادند ، پس كانه آن دستى كه دارد مصافحه مىكند اين معامله و يا معاهده را بريده و قطعى كرده ، و يا بگو گره زده و جوش داده ، در نتيجه مراد از جمله : * ( « الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ » ) * اين است : ( كسانى كه شما به وسيله عقد سببيت ازدواج بين خود و ايشان را ايجاد كردهايد ) . * ( « فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ » ) * ضمير جمع در هر دو كلمه به موالى بر مىگردد ، و منظور از نصيب موالى ، همان سهم الارثى است كه در آيات ارث بيان شده ، و اگر حرف ( فا ) كه تفريع را مىرساند بر سر جمله آورده براى اين است كه بفهماند مضمون اين جمله ، نتيجه جمله قبلى است ، كه مىفرمود :
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 541
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٤١