تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
خود اضافه كرده‌اند ، نه اينكه لفظ آيه بر آن دلالت كند ، و فهم هر كسى براى خودش اعتبار دارد ، صحابه هم فهمشان براى كسى حجت دينى نيست ، مخصوصا در جاهايى كه نظم و اسلوب كلام مساعد با آن معنا نباشد ، نظير همين مساله چون كسى كه با تمتع نكاح مىكند منظورش اين نيست كه از زنا فرار كند ، و به احصان پناهنده شود بلكه قصد اصلى و اوليش همان زنا است ، و اگر در متعه براى مرد نوعى احصان و پاكدامنى هست ، و نمىگذارد در آن ايام مرتكب زنا شود ، براى زن هيچ احصانى نيست ، او همان كارى را مىكند كه زن زناكار مىكند ، يعنى هر چند روزى خود را اجير مردها مىكند ، هم چنان كه گفته‌اند :
« كرة حذفت بصوالجة * فتلقاها رجل رجل »
( توپى كه براى بازى كردن چوگان نمىخواهد ، و مانند توپ بسكتبال دست به دست مىگردد ) مؤلف قدس سره : اما اينكه گفت : به قرائت ابن مسعود و غيره استدلال كرده‌اند ، جوابش اين است كه هر كسى به كلام شيعه در اين باب مراجعه كند خواهد ديد كه شيعه به قرائت نامبرده به عنوان يك دليل معتبر و قاطع استدلال نكرده ، و چگونه چنين چيزى ممكن است ، با اينكه شيعه قرائتهاى شاذ را حجت نمىداند ، حتى آن قرائتهايى را كه از امامان خود شيعه نقل شده ، آن وقت چگونه ممكن است به قرائتى تمسك كند كه نه خودش آن را حجت مىداند ، و نه خصمش ، و اين سخنى است خنده آور . بلكه تنها استدلالى كه شيعه كرده استدلال به قول صحابه اى است ، كه آيه را چنين قرائت كرده‌اند ، نه به قرائتشان بلكه به قولشان ، و اينكه اين صحابه از آيه چنين معنايى را فهميده‌اند ، حال شما مىخواهيد نام اين را قرائت اصطلاحى بگذاريد و مىخواهيد نگذاريد ، بلكه آن را تفسير بناميد ، و اين استدلال از دو جهت به نفع شيعه است ، اول اينكه عده اى از صحابه نظرشان همين است كه شيعه مىگويد ، و به طورى كه گفته شده اين عده جمع بسيار زيادى از اصحاب رسول خدا ( ص ) و تابعينند ، و هر كس بخواهد مىتواند سخنان آنان را در مظانش پيدا كند . و دوم اينكه آيه شريفه دليل بر فتواى شيعه است ، به همين دليل كه صحابه نامبرده اينطور قرائت كرده‌اند ، و حتى آنهايى هم كه متعه را فعلا مشروع نمىدانند آيه را راجع به متعه مىدانند ، و ليكن ادعا مىكنند كه نسخ شده ، پس در دلالتش بر متعه حرفى ندارند ، و گرنه معنا ندارد كه حكم به نسخ آن كنند ، و يا در اين باب كلامى را از ديگران روايت كنند ، و اين روايات بسيار زياد است ، كه عده اى از آنها را در سابق نقل كرديم ، پس شيعه از روايات نسخ هم همان را استفاده مىكند ، كه از قرائت شاذ نامبرده استفاده مىكند ، هر چند كه قائل به
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 476 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى