تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
ندارند ، و يا غريب هستند و يا موانع مختلف ديگرى در كارشان هست ، مىتوانند با ازدواج موقت ، خود را از خطر زنا و ساير تبعات آن ، نجات دهند . و همچنين هر اثرى كه بر نكاح موقت مترتب مىشود و اين دانشمند آن را ملاك سفاح بودن قرار داده بر نكاح دائم نيز مترتب مىشود ، نظير قصد شهوت ، و ريختن آب منى در رحم يك زن ، - و امثال آن - چون همه اينها در نكاح دائم جايز است ، و اگر كسى بگويد : نكاح دائم ، بالطبع براى اين درست شده كه وسيله تشكيل خاندان و توليد مثل و امثال آن باشد و نكاح موقت صرفا براى آن به مضارى كه گفته شد درست شده ، - صرفنظر از اينكه مضار بودن آن آثار را قبول نداريم - اين ادعا ادعايى است كه فسادش بر همه روشن است . و اگر بگويد : نكاح متعه از آنجا كه سفاح هست زنا در مقابل نكاح است ، در پاسخش مىگوئيم سفاح به آن معنايى كه تو تفسيرش كرده اى يعنى - ريختن آب منى در رحم - اعم از زنا است ، و هر ريختنى زنا نيست و اگر چنين باشد بايد نكاح دائم هم زنا باشد ، آن هم نكاحى كه منظور از آن ريختن آب منى باشد - و اتفاقا بيشتر ازدواجهاى دائم در جوانان به همين منظور انجام مىشود . و اما اينكه گفت : ( و اگر در متعه براى مرد نوعى احصان و پاكدامنى هست ، و نمىگذارد در آن ايام مرتكب زنا شود ، براى زن هيچ احصانى نيست ) از آن حرفهاى عجيب و غريب است ، و دل ما مىخواست اين آقا مىبود ، و از او مىپرسيديم : چه تفاوتى بين مرد و زن در اين بابت هست ، كه باعث شده مرد متمتع بتواند با گرفتن متعه پاكدامنى خود را حفظ نموده ، خويشتن را از خطر زنا نگه بدارد ، ولى زن چنين قصدى نتواند بكند ، شما را به خدا اين سخن را جز گزافه گويى چيز ديگرى مىتوان ناميد ؟ . و اما آن شعرى كه انشا كرد در پاسخش مىگوئيم : بحث ما يك بحث حقيقى و به منظور پى بردن به حقيقتى از حقايق دينى است ، كه آثار بسيار مهمى در زندگى دنيا و آخرت بشر بر آن مترتب مىشود ، بحثى است كه نبايد آن را سرسرى گرفت ، حال چه اينكه نكاح متعه حرام باشد و چه حلال ، در چنين بحثى چه جاى استشهاد به شعر است ، كه پايه و اساس آن خيالبافى است ، آرى در منطق شعر ، باطل شناخته شده تر از حق ، و گمراهى معروفتر از هدايت است ، حالا هم كه به شعر استشهاد كرد چرا در ذيل روايات گذشته و مخصوصا در ذيل كلام عمر انشا نكرد ، كه بنا به روايت طبرى كه گذشت گفت حالا هر كس مىخواهد برود و به يك مشت ( گندم و . . . ) ازدواج كند ، و بعد از سه روز هم طلاق بدهد . و آيا منظورش از طعنه چه كسى مىتواند باشد ، و آيا هدفى جز خدا و رسولش كه متعه