تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
اين معنا را بيهقى در سنن خود « 1 » ، و جصاص در احكام القرآن خود « 2 » ، و متقى هندى در كنز العمالش « 3 » ، و سيوطى در الدر المنثور خود « 4 » ، و رازى در تفسيرش « 5 » ، و طيالسى در مسندش « 6 » روايت كرده‌اند . و در تفسير قرطبى از عمر نقل كرده كه در خطبه اش گفت : « متعتان كانتا على عهد رسول اللَّه ع و انا أنهى عنهما و اعاقب عليهما متعة الحج و متعة النساء » ، ( دو متعه در زمان رسول خدا « ص » بود ، و من شما را از آن دو نهى مىكنم ، و بر ارتكابش عقوبت مىكنم ، متعه حج و متعه زنان ) « 7 » . مؤلف قدس سره : و اين خطبه از منقولاتى است كه همه اهل نقل آن را قبول دارند ، و آن را به طور ارسال مسلم نقل مىكنند ، و در اصل صدور آن احدى از شيعه و سنى ترديد نكرده ، هم چنان كه تفسير رازى ، و تفسير البيان و التبيين و زاد المعاد ، و احكام القرآن ، و طبرى ، و ابن عساكر ، و ديگران به اين معنا اعتراف كرده‌اند . و از كتاب مستبين تاليف طبرى از عمر حكايت شده كه گفت : سه چيز در عهد رسول خدا ( ص ) بود و من محرم - حرام كننده - آنهايم ، و بر آنها عقوبت مىكنم 1 - متعه حج 2 - متعه زنان 3 - گفتن حى على خير العمل در اذان « 8 » . و در تاريخ طبرى « 9 » از عمران بن سواده روايت كرده كه گفت : من نماز صبح را با عمر خواندم هنگام قرائت سبحان اللَّه را خواند با يك سوره آن گاه از قبله رو برگردانيد ، و من با او برخاستم به من گفت : آيا كارى دارى ؟ گفتم : بله ، حاجتى دارم گفت : پس دنبالم بيا ، مىگويد : من دنبالش رفتم وقتى داخل خانه شد از درون خانه اجازه ورودم داد ، داخل شدم ناگهان ديدم عمر بر سر تختى نشسته كه روپوشى بر آن نيست ، گفتم از در خير خواهى نصيحتى
هامش
( 1 ) سنن بيهقى ج 2 ص 206 . ( 2 ) احكام القرآن جصاص ج 2 ص 147 دار الكتاب العربى بيروت . ( 3 ) كنز العمال ج 16 ص 521 . ( 4 ) الدر المنثور ج 1 ص 216 . ( 5 ) تفسير فخر رازى ج 10 ص 51 . ( 6 ) مسند طيالسى . ( 7 ) تفسير قرطبى ج 2 ص 392 . ( 8 ) مستبين طبرى ( 9 ) تاريخ طبرى ج 4 ص 225 دار المعارف بمصر .